معيارهاي گزينش همسر از منظر قرآن
عسكري اسلامپوركريمي
مقدمه
يكي از مسائل بسيار مهم و اساسي قبل از ازدواج، در نظر گرفتن معيارهايي براي انتخاب همسر است. به جرئت ميتوان گفت بيشترين مشکلاتي که در زندگي مشترک بهوجود ميآيد، ناشی از اين است که زن و مرد، همسر مناسب خود را انتخاب نکردهاند و پس از چند سال زندگي متوجه ميشوند اين دو مناسب يکديگر نبودهاند.
تحقيقات نشان ميدهد عوامل اصلي طلاق عبارتند از: اعتياد، دخالت اطرافيان، ناسازگاري، مسائل مالي، فقر فرهنگي و شيوههاي سنتي انتخاب همسر (كه بيشتر متكي بر شانس و تصادف است).
انتخاب همسر، سنگ زيربناي يك زندگي موفق است و اكثر شكستها در زندگي مشترك، از بناگذاري نامناسب اين سنگ زيرين ناشي ميشود. اين كه يك زندگي شيرين پس از مدتي به تلخي و سردي ميگرايد، اين دريافت ويرانگر هر يك از زوجين را در متن خود دارد كه «ما اصلاً براي هم مناسب نبوديم»، يعني به اين نتيجه ميرسند كه در مرحلهی «گزينش» اشتباه كردهاند.
روانشناسان و متخصصان خانواده معتقدند كه هر اندازه زن و مرد قبل از ازدواج، اطلاعات صحيحتر و دقيقترى نسبت به يكديگر داشته باشند، بهتر ميتوانند موفقيت و يا شكست زناشويى خود را پيشبينى نمايند. در اين راستا روانشناسان و متخصصان خانواده، - ناصحان خيرانديشی كه راهنمايي نسل جوان را وظيفهی خود ميدانند و براي رهايي دختران و پسران جوان از يك زندگي سرد و بيروح و يا يك جدايي اجتنابناپذير، دل ميسوزانند - آنان را به ريشههاي مشكلات احتمالي توجه دادهاند و از اين طريق سعي كردهاند كه اشتباهات را به حداقل ممكن كاهش دهند.
يكي از مهمترين اين موارد «انتخاب مناسب همسر» است. قبل از هر چيزي لازم است همسري را كه براي زندگي آينده انتخاب ميكنيم بهخوبي بشناسيم. اگر اين انتخاب درست و هشيارانه صورت بگيرد، مشكلات بعدي كه خواهناخواه در هر زندگي بهوجود خواهد آمد، با درايت و گذشت برطرف ميشود؛ زيرا در صورت انتخاب صحيح، زندگي مشترك بر اين باور عميق تكيه خواهد داشت كه «اصل تصميم در مورد شروع زندگي مشترك و انتخاب همسر، درست بوده است» يعني پشتوانهی زندگي، يك تصميم درست و منطقي و يك انتخاب آگاهانه بوده است و ستون محكم اين زندگي هرگز فرو نخواهد ريخت.
به هر حال، بايد توجه داشت كه انتخاب همسر، غير از انتخاب لباس و يا گزينش نوكر و كلفت است. شخص با انتخاب همسر ميخواهد یک شريك در زندگي خانوادگي براي خود برگزيند؛ شريكي كه تا پايان عمر همراه و همراز او باشد و از مصاحبت با او لذت ببرد. ميخواهد او را شريك مال و زندگي خود و مهمتر از همه، محرم اسرار خويش نمايد. از اينرو، عقل سليم حكم ميكند كه انسان دربارهی همسر آيندهاش تحقيق كند و از هرگونه عجلهكاري و اغماض در جوانب قضيه بپرهيزد. باید ويژگيهاي اخلاقي و روحي همسر مورد انتخاب را بشناسد و بنگرد كه چه كسي را براي همسري برميگزيند. ازاينرو، مرحلهی بررسي و شناخت جهت گزينش همسر، اهميت بهسزايي در زندگي انسان دارد؛ زيرا تجربه نشان داده كه منشأ بيشتر اختلافات خانوادهها و طلاقها، شتابزدگي در انتخاب همسر بوده است. بنابراين، پيشوايان معصوم(ع) دربارهی اين امر خطير و سرنوشتساز دستور دادهاند كه هنگام انتخاب همسر، ابتدا وضو بگيريد و دو ركعت نماز به جاي آوريد و آنگاه از خداوند مهربان درخواست نماييد كه همسري شايسته كه از لحاظ اخلاق و پاكدامني و نگهداري مال و آبرو سرآمد است، نصيب شما گرداند و سپس به سراغ انتخاب همسر برويد.1 اين دستور معصوم(ع) بيانگر اين است كه فكر و انديشهی انسان بهتنهايي كافي نيست، بايد در اين امر مهم به حق تعالي پناه برد و از او استمداد نمود.
شريعت اسلام براي گزينش همسر معيارها و ضوابطي را معين كرده است. در اين نوشتار مختصر سعى شده، اصولىترين معيارها و ملاكهاى انتخاب همسر شايسته، به جوانان عزيز معرفى شود تا به گونهاى همسر برگزينند كه با يكديگر «همتا» و «متناسب» باشند، و زندگى مشتركشان بهتر، سالمتر، پرجاذبهتر، شيرينتر و باصفاتر گردد:
شرايط و ويژگيهاى فردى
اصالت و نجابت خانوادگي
خانه و خانواده، نخستين محيط اجتماعي است كه كودك را تحت سرپرستي و حضانت قرار ميدهد. از اين رو، بيش از ساير محيطهاي اجتماعي، در رشد و تكامل فرد تأثير دارد. كودك پيش از آن كه از اوضاع اجتماعي خارج متأثر گردد، تحت تأثير خانواده قرار ميگيرد.
آغاز بيشتر عادتها، نظريات و عقاید فرد از خانه شروع ميشود كه این موضوع اهميت تأثير خانواده را بسي روشن خواهد ساخت. عادتهايي از قبيل: طرز غذا خوردن، سخنگفتن، راه رفتن، رفتار با ديگران، همچنين نظر فرد نسبت به حقوق ديگران و ...، همه را شخص از محيط خانه و خانواده كسب ميكند.
اصالت و شرافت خانوادگى زن و مرد، يكى از اساسىترين ملاكهاى ازدواج، بهويژه در جوامع اسلامى است. كلمهی اصالت از اصل گرفته شده و اصل به معناى ريشه آمده است. يعنى زن و مرد از خانوادههايى باشند كه داراى اصل و ريشهاند.
شناخت خصوصيات و وضعيت تربيتى و فرهنگى خانوادهی همسر آينده، در ايجاد تفاهم بين زوجين در زندگى، نقش اساسى را ايفا ميكند و ميتواند ملاك قابل اعتمادى براى چگونگى تربيت فرزندان و ارتباطات متقابل در زندگى زناشويى تلقى شود.
توصيههاى اسلام در اين باره آن است كه تا حد امكان، خانوادهی همسر، پاك و عفيف باشند؛ زيرا اخلاق و رفتار خانواده، جنبههاى عقلى - از لحاظ قوت و ضعف هوش - و زمينههاى اعتقادى آن، در زندگى نسل جديد اثر ميگذارد.
از
ديدگاه قرآن، زنان فقط وسيلهی ارضاى غريزه جنسى نيستند، بلكه آفريدگار
جهان آنان را به گونهاى آفريده كه وسيلهاى براى بقاى نسل و حفظ حيات نوع
بشر و مركز ثقل پرورش و تربيت فرزندان صالح و شايسته باشند:
«نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ اَنّى شِئْتُمْ وَ قَدّموا لاَِنْفُسِكُمْ؛2
زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند؛ پس هر زمان كه بخواهيد، ميتوانيد نزد
آنان برويد و (سعى نماييد از اين فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح)
اثر نيكى براى خود، از پيش بفرستيد!»
قرآنكريم در اين آيهی شريفه، زنان را تشبيه به كشتزار نموده، ميفرمايد: «نِسائُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ؛ زنان شما مانند كشتزاري براي شماها هستند». زيرا كشتزار است كه بذر را پرورش ميدهد و به ثمر ميرساند.
در اين جا ممكن است اين موضوع مطرح شود كه اسلام نسبت به زنان بياحترامي كرده و آنان را از مقام انساني، تنزّل داده است، غافل از اين كه با طرح اين مسئله معلوم ميشود قرآن بقاي نسل بشر را منوط به وجود زن ميداند و معتقد است اگر زن نبود، بذر مردان بزرگي كه تاريخ بشر و دنيا را عوض كردهاند، به ثمر نميرسيد.
نطفه، (مادهی اوليهی تشكيل دهندهی جنين) از جنبهها و خصايص وراثتى والدين و حتى اجدادش متأثر است. اگر آنها ناسالم باشند، اميدى به اصلاح فرزند نيست؛ مگر در مواردى بسيار نادر.
اگر خانواده را به درختى تشبيه كنيم، فرزندان به منزلهی بار و بر آن هستند و اگر به يك زمين تشبيه نماييم، فرزندان به منزلهی گياهان آن هستند؛ و روشن است كه هر درختى ميوهی سالم و شيرين نميدهد و هر زمينى لاله و سنبل برنمىآورد! برخي از درختان ميوهی تلخ و ناسالم و بعضى از زمينها خار و خس ميپرورانند.
قرآنكريم دراينباره ميفرمايد: «والبلد الطيب يخروج نباته بأذن ربه و الذي خبثت لايخروج الا نكدا كذالك نصرف الآيات لقوم يتشكرون3؛ گياه سرزمين پاك به فرمان پروردگارش ميرويد، و در زمينهاي ناپاك (گياه آن) جز به سختي در نيايد، بدينسان آيهها را براي گروهي كه سپاس ميدارند گوناگون ميكنيم.»
و نيز در آيهاي ديگر ميفرمايد: «مگر نديدي خدا چگونه مثلي زد، سخن نيك همانند نهال نيك است كه ريشهاش در زمين و شاخهاش در آسمان است، هميشه به اذن پروردگارش ميوه ميدهد. خداوند براي مردم اين گونه مثل ميزند تا شايد پند و اندرز گرفته، متذكر گردند.»4
آرى، زمين شوره، سنبل برنيارد!.
در خانوادههاى اصيل و شريف، كمتر اتفاق ميافتد كه فرزندان ناصالح و نانجيب پرورانده شوند و در خانوادههاى غيراصيل و ناصالح، كمتر اتفاق ميافتد كه فرزندان صالح و نجيب، پرورش يابند.
اصالت و شرافت خانوادگى از آن رو حائز اهميت است كه ميتواند در رديف معيارها درآيد و در بسيارى از موارد، بهعنوان يك معيار اطمينانبخش مورد استفاده قرار گيرد.
اخلاق نيكو
هرچه علم و تكنولوژي رشد ميكند، نياز بشر به اخلاق افزايش مييابد و لازم است به موازات آن، دستورات عالي اخلاقي پيامبران، كاملاً مورد عمل و نظر قرار گيرد. دنياي علم و صنعت، گرچه وسايل و ابزارهايي در اختيار بشر ميگذارد ولي دربارهی عدم سوء استفاده از آنها هیچگونه راه حلي ارائه نميدهد.
سير صعودي آمار جرائم، جنايات، فساد، تبهكاري، قتل و خودكشي، متلاشي شدن خانوادهها و ... بيانگر اين حقيقت است كه اخلاق، كه فلسفهی بعثت انبياء است «انما بعثت لأتمم مكارم الاخلاق»5 بر جامعه حكمفرما نیست.
دانش و صنعت نميتواند سعادت و آرامش بشر را تضمين و تأمين كند. استعمارگران، علم و صنعت را به نفع خويش استخدام نموده، ميليونها نفر را بيخانمان ميكنند؛ چنان كه حقوق حقهی ملتهاي ضعيف را چه آسان پايمال ميسازند و آنان را به خاك و خون ميكشند...
تنها عاملي که ميتواند روح سركش انسان و غرايز طوفاني و عصيانگر وي را مهار كند و علم و صنعت را در راه آرامش عمومي و زندگي مسالمتآميز به كار اندازد، اخلاق واقعي است كه از ايمان حقيقي به خدا سرچشمه ميگيرد.
یکی از ویژگیهای اساسی برای زندگی شاد، اخلاق نیک است. منظور از اخلاق نیک، تنها خندهرویی و خوشخلقی اصطلاحی نیست زیرا خندیدن و خنداندن و ... در بعضی مواقع، نه تنها مطابق اخلاق نیست بلکه ضداخلاق است.
اخلاق هر انسانى تأثير مستقيم در زندگى او دارد. اين تأثير در محيط خانواده محسوستر و نقشآفرينتر است؛ زيرا مسائل عاطفى در خانواده بر مسائل ديگر غلبه دارد و محيط خانواده بيشتر بر مبناى خصوصيات اخلاقى اعضاى آن شكل ميگيرد تا عوامل ديگر. ازاينجهت، اگر اعضاى خانواده از اخلاقى نيكو بهرهمند باشند، محيط خانواده تبديل به بهشتى سرورانگيز ميشود و چنان چه به بداخلاقى خو گرفته باشند، همواره خود را در جهنّمى سوزان گرفتار خواهند ديد.
امام على(ع ) ميفرمايد: «بِحُسْنِ الاَْخْلاقِ يَطيبُ الْعَيْشُ6؛ با خوشاخلاقى ، زندگى نيكو و مطلوب ميگردد.»
ملكات فاضله و اخلاق كريمه است كه باعث نشاط و شادابي در زندگي شده، دشواريها را برطرف و اضطرابها و نگرانيها از بين ميبرد. در مقابل، بداخلاقي جسم و روح انسان را فرسوده ميكند و عامل مهم پيري زودرس است. پيامبر گرامى اسلام(ص) پيوسته در دعا چنين ميفرمود: «اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِكَ... مِنْ زَوْجَةٍ تُشيبُنى قَبْلَ اَوانِ مَشيبى7؛ خدايا! به تو پناه ميبرم از همسرى كه قبل از رسيدن پيرى، پيرم كند.»
زندگى مشترك زناشويى، داراى فراز و نشيبهايى است كه برخورد صحيح با آنها نياز به روحيهاى قوى و اخلاقى پسنديده دارد. زن و مرد اگر از اين مزيّت، بهرهاى نداشته باشند، نمىتوانند با تفاهم و همكارى متقابل بر مشكلات زندگى چيره شده، بار سنگين آن را به مقصد برسانند. چنان که يكی از طرفين از اخلاقى نيكو و رفتارى شايسته برخوردار نباشد، طرف ديگر هر چند خوش اخلاق هم باشد، زندگى به كامش تلخ خواهد شد.
از آن جا كه اصلاح صفات ناپسند، در صورت ريشهدار بودن آنها، نياز به تلاش طاقتفرسا و زمانى طولانى دارد، بايد از همان ابتدا به صفات اخلاقى همسر توجّه كرد تا در سايهی انتخاب همسرى خوشاخلاق، زندگى سعادتمندانهاى پىريزى شود.
به طور كلي منظور از اخلاق نيك، اين است كه انسان آراسته به صفات، عادات، خُلق و خوهاى پسنديده، فضائل، كمالات و اعمال و رفتار نيكو بوده، از صفات زشت، بيماريهاي اخلاقي و ... دور باشد.
زندگى زن و مرد در محيط خانوادگى احتياج به اخلاق دارد زيرا تنها در پرتو قانون نميتوان زندگى كرد.
قرآنكريم از پيامبر گرامى اسلام(ص) بهعنوان صاحب «خُلق عظيم» ياد نموده، ميفرمايد: «انك لعلى خلق عظيم؛8 تو بر خلق و خوى بزرگى هستى.» خداى سبحان هيچ كس را به اين عظمت نستوده است. در تبيين اين محور مهم از رسولاكرم(ص) چنين نقل شده است: «معيار خُلق نيكو، خلق الله است9؛ يعنى آن كسى خلق نيكو دارد كه متخلق به اخلاق الهى باشد». نيكوترين نامها و صفات، از خداست.10 چه رنگى نيكوتر از رنگ خدايى. نيكوترين جلوهاى كه انسان ميتواند به خود بگيرد، مظهر جلوههاى الهى شدن است؛ این كه انسان، خليفه و جانشين صفات خدايى شود زيرا جانشين بايد به نشانههاى خداوندي متصف باشد. اگر خداى متعال عطوف، رؤف، رحيم، عليم، كريم، عزيز، حكيم و غفور است، جانشين او نيز باید نشانى از اين صفات داشته باشد. اينها جلوههاى صفات الهى است كه در بندهی مؤمن و خالص او تجلى نموده است. اين اصل، نه تنها عامل تحكيم خانواده و زندگي زناشويي است، بلكه يكي از مهمترين عوامل براي تربيت نسل سالم، چه در دوران جنينی و شيرخوارگي و چه در دوران كودكي است.
سلامت عقل و تفكر
گاهی اوقات افراد از روی ترحم با فردی ازدواج ميکنند که از نظر هوشی در سطح پایینی است. ميخواهند ایثار کنند، ولی سخت در اشتباهند. زندگی با افراد کمهوش، بسیار مشکل است. کسی که تفکر و هوش خوبی دارد، توانایی فراوانی در مدیریت دارد زيرا یکی از ارکان اصلی مدیریت، تفکر خوب است.
طبق بررسىها و مطالعات آسيبشناسى خانواده، اصلىترين علت اختلافات خانوادگى، سردىها و بىرغبتىها، اخمها و قهرها، بىتفاوتىها و افسردگىها، بدزبانىها و تندىها، طردها و فرار از خانه، پريشانيها، و اختلالات روانى، برخى آسيبپذيرىهاى رفتارى و كژروىهاى اجتماعى «همسران» و سرانجام طلاق و جدايي و ريشهی اصلى تمام ناسازگاريهاي زناشويى، عدم تناسب در «عقل و انديشه» بين زوجين است.
شريعت اسلام براى جلوگيرى از ضايعات احتمالى كه در اثر وراثت پيش ميآيد، تأكيد ميكند كه برخى از ازدواجها صورت نپذيرد. اسلام افراد را از ازدواج با انسان «احمق» كه از نظر هوشى عقبمانده است، برحذر ميدارد. چنان كه امام صادق(ع) مىفرمايد: «ايّاكم و تزويج الحَمقاء فَانَّ صُحبَتَها بَلاءٌ و ولدها ضياع11؛ بپرهيزيد از ازدواج با «احمق»! زيرا، مصاحبت و زندگى با او بلاست و فرزندانش نيز تباه ميشوند» و نيز فرمود: «عقل چيزى است كه خداوند رحمان به وسيلهی آن پرستش و عبادت مىشود و بهشت بهوسيلهی آن به دست ميآيد.»12
5 ـ زيبايى و شادابي
همسري كه از چنين صفاتي برخوردار باشد، غالباً ضامن جلوگيري همسرش از انحرافات و چشمچرانيها ميگردد و معمولاً اين موضوع با خوشاخلاقي همراه است؛ زيرا زيبارويان در اغلب موارد داراي اخلاق ملايم و جذاب هستند.
زيبايى يك امتياز است و در شيرينى و سعادت «زندگى زناشويى» تأثير بهسزايى دارد.
گرچه زيبايى «ظاهرى، معنوى، فرهنگى و...» امرى پسنديده است و در انتخاب همسر بايد مورد توجه قرار گيرد، ولي نبايد از حد معمول تجاوز كند و به صورت «مشكل پسندى» درآيد و انسان را از ازدواج بهموقع باز دارد. اگر هر دو طرف از زيبايى نسبى برخوردار بودند و دين و اخلاق يكديگر را پذيرفتند، بهتر است بعد از تحقيقات و شناخت كافى - در همهی زمينهها - از يكديگر، با توكل بر خداوند و راهنمايى والدين، با یکدیگر ازدواج نمايند و مطمئن باشند كه عقل و ايمان و اخلاق نيك و خانوادهی اصيل و با شرافت، بسيارى از كمبودها را جبران خواهد نمود.
همچنین
بهتر است زن و مرد در مراسم خواستگارى، با اجازه و رضايت والدين، يكديگر
را ببينند و واقعيتها را به هم بگويند. براى شناخت لازم و تشخيص زيبايى و
شادابي همسر مورد نظر، شايسته است مرد، مادر يا خواهر و يا يكى از خويشان
نزديك و مورد اعتماد را براى ديدن انتخاب كند و بفرستد تا زن مورد نظر را
خوب ببينند و ويژگيهايش را براى او توضيح دهند.
امام خمينى (ره) فرمود: «هر يك از زوجين مىتوانند «در مراسم خواستگارى»
مستقيماً از يكديگر دربارهی هم تحقيق كنند، مشروط به آنكه اين تحقيق
مستلزم حرام نباشد. هر يك از زوجين ميتوانند بدن ديگرى را با شرايط زير به
منظور تحقيق، ببينند:
1ـ
نگاه به قصد لذت و ريبه نباشد. 2ـ ازدواج متوقف بر اين نگاه باشد. 3ـ
مانعى از ازدواج اين دو در ميان نباشد... . 4ـ بهتر است اين ديدن از روى
لباس نازك باشد. 5 ـ بايد اين نگاه آخرين تحقيقى باشد كه هر يك از زوجين
انجام ميدهند و... .»13
بنابراين، صحبت كردن زن و مرد به قصد لذت، يا خلوت كردن آنها در محيط بسته
و يا نگاه كردن به قصد لذت و يا لمس كردن يكديگر، حرام است و بايد از آن
اجتناب كرد.
تناسب سني و تحصيلي
به طور تناسب سنى و جسمى در زناشويي مسئلهی مهمى است و عدم توجه به آن عواقب ناگواري را در پي دارد. سن زن و مرد در ازدواج از دو جنبه داراى اهميت است:
1ـ جنبهی روانى: انسان در فرآيند رشد از نظر روانى، در سنين مختلف، داراى ويژگىهاى متفاوت است.
2ـ جنبهی فيزيولوژيكى: علاوه بر جنبههاى روانى، ارضاى غرايز جنسى خود مسئلهی مهمى است.
سن ازدواج در شرايط جغرافيايى و اقليمى مختلف، متفاوت است. معمولاً در مناطق گرمسير، سن بلوغ و ازدواج پايينتر از مناطق سردسير و كوهستانى است. مهم نيست كه فرد در چه سنى بالغ ميشود، مسئلهی مهم اين است كه فرد احساس كند كه از نظر فيزيولوژيكى و روانى نياز به ازدواج دارد. تشخيص زمان مناسب ازدواج و فاصلهی سنى زوجين از سوى افراد تازهبالغ، مشكل است. در اين مورد، استفاده از راهنمايىهاى والدين و مشاوران خانواده ضروري است.
معمولاً چون دختران از نظر رشد بدنى و روانى از پسران جلوترند و رشد آنان سريعتر است و زودتر به سن تكليف شرعى و بلوغ بدنى ميرسند، آمادگى بيشترى جهت انتخاب همسر و شروع زندگى زناشويى دارند.
در روايات اسلامى، دربارهی سن ازدواج و فاصلهی سنى زن و شوهر، اشاره به موضوع بلوغ شده و این که طرفين در سنين پايين، يعنى اوايل بلوغ، ازدواج كنند. به همين علت در اسلام سن تكليف شرعى دختران 9 سال تمام قمرى و پسران 15 سال تمام قمرى است و تفاوت سن دختر و پسر (در ازدواج) با در نظر گرفتن موقعيت جغرافيايى و عوامل فرهنگى متفاوت است. با توجه به تحقيقات انجام شده و بلوغ زودرس، در بعضى مناطق و موقعيتهاى مختلف جغرافيايى، فرهنگى، اقتصادى و...، بهترين سن ازدواج براى دختران 16 الى20 سالگى و براى پسران 18 الى 23 سالگى ميتواند باشد و مناسبترين فاصلهی سنى در ازدواج 1 الى 5 سال است. اگر هم، سن آنها مساوى باشد و يا اين كه زن چند سال از مرد بزرگتر باشد، اشكالى ندارد. ولي فاصلهی سنى ذکر شده از نظر روانشناسى و فيزيولوژى ارجحيت دارد. اين تفاوت بدين جهت است كه زنها در اثر باردارى و زايمان و شير دادن به كودك، غالباً زودتر از مردها پير و فرسوده ميشوند و طراوت و شادابى خويش را از دست ميدهند. زن اگر چند سالى از شوهر كوچكتر باشد، مدت بيشترى ميتواند نظر شوهر را به خود جلب كند و تمايلات روحى، روانى و جنسى او را ارضاء نمايد؛ در نتيجه، براى هميشه صلح، صفا، دوستى، عشق و محبت در كانون گرم خانوادگى آنان حاكم خواهد شد.
عفاف و پاكي از آلودگيها
در دستور العملهايي كه از پيامبر اكرم(ص) و پيشوايان معصوم(ع) رسيده، به لزوم رعايت اين امر بسيار تأكيد شده است.
از نظر اسلام با كسى كه مرتكب شرب خمر ميشود نبايد ازدواج كرد. چنان كه پيامبر اسلام(ص) ميفرمايد: «شارب الخمر لايزوج، اذا خطب14؛ شرابخوار اگر خواستگاري كند، به او دختر داده نميشود.»
همچنين امام صادق(ع) ميفرمايد: «من زوج كريمته من شارب الخمر فقد قطع رحمها15؛ كسي كه دخترش را به شرابخوار بدهد، با اين كار خود قطع رحم كرده است.»
شايد مراد از قطع رحم در اين روايت اين باشد كه با اين ازدواج سبب نازايى او شده است و يا اين كه او را از يك پيوند درست و ازدواج محكم و استوار محروم ساخته است.
امام رضا(ع) ميفرمايد: «وَ اِيّاكَ اَنْ تُزَوِّجَ شارِبَ الْخَمْرِ، فَاِنْ زَوَّجْتَهُ فَكَأَنَّما قَدَّمَتْ اِلَى الزِّنا16؛ بترس از اين كه دختر به شرابخوار بدهى كه اگر او را به چنين تبهكارى شوهر دهى، گويا آن عفيفهی كريمه را به زنا دادهاى!!»
آرى، آن كه پاى بند به واجبات الهى نيست و از فسق و فجور پرهيز ندارد و آن كه از اخلاق نيك و عقل و درایت بهرهاي ندارد، و آلوده به بداخلاقى است شایسته نیست كه دخترى پاك و مؤمنه كه امانت الهي است به او سپرده شود، در این صورت نه تنها دختر ضايع ميگردد بلكه فرزندان آنها متأثر از آثار سوء وجودى آن شوهر زشتكردار خواهند شد. قبل از اين كه دانش بشر به اين حقيقت برسد، حضرات معصومين(ع) اين حقيقت را اعلام فرمودهاند: «الْحَرامُ يبينُ فِى الذُّرِّيَّه17؛ آثار حرام در نسل آشكار ميگردد!!»
از اين روايات ميتوان فهميد كه چون شرابخوار، هتك حرمت فرمان خداوند كرده و به آن بياعتنايي نموده و دست به سركشي و طغيان زده است، نسبت به همسر و فرزندانش نيز چنين خواهد كرد؛ حرمتشان را خواهد دريد، حقوقشان را ادا نخواهد كرد و موجبات آزار و اذيتشان را فراهم خواهد ساخت و در نهایت، صفات رذيله و ناپسند او ـ چنان كه گذشت ـ به همسر و فرزندانش منتقل شده، فطرت پاكشان را آلوده خواهد كرد.
روشن است کمابیش همان علتي كه در شرابخوار، موجب سركشي او شده و رابطهاش را با خدا و خانوادهاش تيره و تار كرده و او را مطرود جامعه ساخته است، در افراد معتاد، قاچاقچي، بيبندوبار و لاابالي نيز وجود دارد اين افراد خود را پايبند به هيچ مقرراتي نميدانند و برای تأمين نيازشان، دست به هر اقدام زشت و وقيح ميزنند. آنها ارزشهاي خانوادگي را زير پا ميگذارند و حقوق همسر و فرزندان را رعايت و ادا نميكنند، ازاين رو، ازدواج با اينگونه افراد، ازدواج موفّقي نخواهد بود.
نكتهاي كه در پايان اين نوشتار تذكر آن ضروري به نظر ميرسد اين است كه معيارهاي ديگري نيز از لابهلاي روايات و آموزههاي ديني فهميده ميشود كه بايد افزون بر آنچه ذكر شد، مراعات گردد كه فهرستوار به آنها اشاره ميشود.18
دوشيزگي همسر، جهت نسلپروري و زايايي او، پاكدامني و عفت، درستكاري، - در صورت جامعيت معيارهاي ذكر شده - زيبايي، هزينه كردن درست و بهجا و رعايت اقتصاد، نگهباني از عرض و مال، ميل به استقبال از همسر و مشايعت او در آمد و شد، همراهي و معاونت با همسر و ... از جمله معيارهاي درجه دو در انتخاب همسر هستند كه اگر مراعات شود، زندگي بسيار شيرين ميشود.
رسول خدا(ص) فرمود: «بهترين زنان شما زني است كه فرزندآور (ولود)، مهربان، پاكدامن، نزد قوم خود عزيز و محترم، در مقابل شوهر متواضع و فروتن، آرايشكنندهی خود براي شوهر، بياعتناء نسبت به ديگران، در خلوت مطيع فرمان شوهر و در اختيارش باشد و مثل بعضي از مردان مبتذل نباشد.»19
اميد است با به كار بستن دستورات حياتبخش اسلام، شادي و خوشبختي به روي تمام زوجها، بهويژه جوانان عزيز آغوش گرمش را به نحو مطلوب بگشاید.
1. وسائل الشيعه، ج14، ص79.
2- بقره/223.
3- اعراف/58.
4- ابراهيم/24.
5- سفينه البحار، ج1، ص410.
6- شرح غرر الحكم و درر الكلم آمدي، ج3، ص328، دانشگاه تهران.
7- وسائل الشيعه، ج14، ص22.
8- قلم/4.
9- محجه البيضاء، ج5، ص90.
10- نحل/60.
11. همان، ص56، ح1؛ فروع كافي، ج5، ص354.
12- اصول كافى، ج1،عقل و الجهل، ح3.
13- تحريرالوسيله، كتاب نكاح، مسئله28.
14 فروع كافي، ج5، ص348؛ وسائل الشيعه، ج14، ص53، ح2.
15- همان، ص347، وسائل الشيعه، ج14، ص53.
16- بحار الانوار، ج79، ص142.
17- وسائل الشيعه، ج17، باب1، ص81، ح 22043.
18- برای شناخت از این معیارها به وسایل الشیعه، ج14، ابواب متعدهی آن در مقدمات نکاح مراجعه فرمایید.
19- همان، ج14، ص14.
بررسی مباحث و موضوعات اقتصادی از منظر قرآن کریم و روایات معصومین (ع) و کلام بزرگان