مجله معرفت ، شماره:66 ، مقاله مبانى اقتصاد از ديدگاه قرآن كريم، نوشته جعفر انصارى

مقدّمه


مطالعه زندگى بشر در ادوار گوناگون تاریخ، گویاى این حقیقت است كه یافتن شیوه هاى مناسب براى بقاى بهتر و بیش تر (سعادت)، از مهم ترین دغدغه هاى خاطر تمامى انسان هاست و همواره براى نیل به این هدف، تلاش هاى فراوانى صورت گرفته و رنج هاى طاقت فرسایى تحمل شده است.گستردگى، ظرافت و در هم تنیدگى شؤون گوناگون وجودى انسان از یك سو، و پیوندهاى او با دیگر كاینات از سوى دیگر، آن چنان پیچیده و اعجاب انگیز است كه تمامى جستوجوگران با فراست را به اظهار عجز از شناخت همه جانبه و دقیق انسان واداشته، و طنین فریاد «انسان موجود ناشناخته» را در زمین و زمان پراكنده است. در این میان، انبوه عظیمى از نظریات از سوى صاحب نظران در زمینه هاى گوناگون علوم انسانى، از جمله اقتصاد (كه در آن ارائه راه هاى دست یابى به تولید، توزیع و مصرف بهینه كالاها و خدمات مورد توجه است)، ابراز و در بوته نقد قرار گرفته است.در كنار دنیاى بزرگ و در خور مطالعه وجود انسانى، عالَم با عظمت، ژرف و قابل ملاحظه قرآن كریم، اعجاب هر اندیشمندى را سخت برمى انگیزاند; و به راستى كه عالم قرآن كریم بسى گسترده تر و داراى افقى فراتر و اعماقى ژرف تر از گستره و عمق وجودى انسان و دیگر مظاهر طبیعى است.


شیوه شناخت و تدبیر امور اقتصادى


از آیات قرآن كریم مستفاد است كه دست یابى به زندگى شایسته و سالم در گرو بهره گیرى از معارف آسمانى و تفكّر و تعقّل است و باید خطوط كلى، اصول و شاهراه هاى هدایت را از وحى گرفت و در چارچوب آن ها و با كمك قواى ادراكى، اندوخته هاى تجربى را افزایش داد و از این طریق، ابهامات و مشكلات فراروى بشر در زندگى را برطرف كرد.امور اقتصادى بخش مهمى از زندگى انسان را به خود اختصاص داده اند. جهت دهى و سامان بخشى اقتصاد از این قضیه مستثنى نیست. بنابراین، براى یافتن اصول و خطوط كلى در مسائل اقتصادى نیز باید به آنچه خالق انسان و زندگى نازل كرده است، مراجعه نمود، حیات طیّبه اى را كه او معرفى كرده، شناسایى و مسیرهاى منتهى به آن را از طریق وحى كشف نمود و به وسیله تفقّه و تعقّل و راه كارهاى لازم آن را به كار بست.

تفقّه در احكام اقتصادى


در آیات متعددى خاطرنشان شده است كه رهاوردهاى وحى انسان را به حقایق هستى واقف و راه هاى نیل به سعادت و فلاح را به او مى نمایانند، مسیر را براى او روشن ساخته، او را هدایت مى كنند:


ـ «و نزّلنا علیكَ الكتابَ تبیاناً لِكلِّ شىء و هدىً و رحمةً و بُشرى للمسلمین» (نحل: 89); و ما این كتاب را بر تو نازل كردیم كه بیانگر همه چیز و مایه هدایت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است.


ـ «قد جاءَكم مِنَ اللّهِ نورٌ و كتابٌ مبینٌ یهدى به اللّهُ مَن اتّبع رضوانَه سُبُلَ السَّلام و یُخرجهم من الظلمات الى النورِ باِذنه و یهدیهِم الى صراط مستقیم» (مائده: 15ـ 16); از سوى خدا، نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد. خداوند به بركت آن، كسانى را كه از خشنودى او پى روى كنند، به راه هاى سلامت، هدایت مى كند و به فرمان خود، از تاریكى ها به سوى روشنایى مى برد و آن ها را به سوى راه راست رهبرى مى نماید .قرآن كریم با صراحت، دعوت خود را دعوت به سوى احیا (زنده كردن) اعلام مى كند: «یا ایُّها الّذین آمَنوا استجیبوا للِّهِ و للرّسول اذا دعاكم لما یحییكم» (انفال: 26); اى كسانى كه ایمان آورده اید، دعوت خدا و پیامبر را اجابت كنید، هنگامى كه شما را به سوى چیزى مى خواند كه شما را حیات مى بخشد.


علاوه بر آیات مزبور كه بر هدایت انسان به صورت كلى تأكید دارند، در آیات بسیارى نیز رهنمودهاى جزئى و مشخص در مسائل گوناگون اقتصادى وجود دارند:


ـ «اَحَلَّ اللّهُ البیعَ و حرَّم الرّبا» (بقره: 275); خدا بیع را حلال كرده است و ربا را حرام.
ـ «اوفوا بالعقود» (مائده: 1); به پیمان ها (و قراردادها) وفا كنید.
ـ «یا ایُّها الّذین آمنوا لا تأكلوا اموالكم بینَكم بالباطل الاّ ان تكونَ تجارةً عن تراض منكم.» (نساء: 29); اى كسانى كه ایمان آورده اید، اموال یكدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید، مگر این كه تجارتى با رضایت شما انجام گیرد.
ـ «اوفوا الكیلَ اذا كلتم و زنوا بالقسطاس المستقیم ذلكَ خیرٌ و احسنُ تأویلا» (اسراء: 35); و هنگامى كه پیمانه مى كنید، حق پیمانه را ادا نمایید و با ترازوى درست وزن كنید. این براى شما بهتر و عاقبتش نیكوتر است.
ـ «و اعلموا انَّما غنمتم من شىء فاَنَّ للّهِ خُمُسه و للرسول و لذىِ القربى و الیتامى و المساكین و ابن السبیل» (انفال: 41); هرگونه غنیمتى به دست آورید، خمس آن براى خدا و براى پیامبر و براى نزدیكان و یتیمان و مسكینان و واماندگان در راه است.
ـ «ولو انَّ اهلَ القرى آمنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم بركات من السّماءِ و الارض» (اعراف: 96); و اگر اهل شهرها و آبادى ها ایمان مى آوردند و تقوا پیشه مى كردند، بركات آسمان و زمین را بر آن ها مى گشودیم.
از سوى دیگر، قرآن كریم بر فهم دقیق و عمیق معارف وحیانى با عنوان «تفقّه در دین» تأكید كرده است: «فلولا نفر من كلِّ فرقة منهم طائفةٌ لیتفقّهوا فى الدّینِ و لیُنذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلّهم یحذرون» (توبه: 122); چرا از هر گروهى از آنان (مؤمنان)، طایفه اى كوچ نمى كند (و طایفه اى در مدینه بماند) تا در دین (و معارف و احكام اسلام) آگاهى یابند و هنگام بازگشت به سوى قوم خود، آن ها را بیم دهند؟ شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوددارى كنند.در تفسیر این آیه كریمه، آمده است: «مراد از تفقّه، تفهّم جمیع معارف دینى از اصول و فروع است.» بر این اساس، اهتمام به تفقّه در دین، از جمله در قلمرو احكام اقتصادى، لازم و ضرورى است.

تعقّل


در كنار تفقّه (دریافت معارف وحیانى)، تعقّل (وقوف بر دانش تجربى بشرى) نیز مورد عنایت ویژه قرآن كریم است. از منظر قرآنى، استفاده از «عقل جمعى» و مشورت با صاحب نظران براى تدبیر امور اجتماعى یك اصل مهم در جامعه توحیدى است: «وَاَمْرُهم شورى بینهم» (شورى: 38); و كارهایشان به صورت مشورت در میان آن هاست.علّامه طباطبائى در تفسیر این آیه، یاداور شده اند كه از ویژگى هاى مؤمنان آن است كه ایشان اهل رشد و رسیدن به واقع هستند و براى دست یابى به نظر صحیح، اهتمام به مراجعه به عقول دارند(تفسیر المیزان، ج 18، ص 63).همچنین آیة اللّه جوادى آملى اظهار داشته اند كه در امورى كه از قبیل «امراللّه» نمى باشند و بلكه «امرالمسلمین» محسوب مى شوند (لزوماً) دستورالعمل خاصى از ناحیه شریعت نمى رسد، بلكه مسلمانان از راه مشورت با یكدیگر و استفاده از حاصل تأمّلات و تعقّلات، به تدبیر امور خود مى پردازند; مثلا، در مورد این كه در چه جایى از كشور لازم است سد ساخته شود و این كه نوع آن چگونه باشد (خاكى باشد یا غیر آن) باید از تجارب و نظرات افراد صاحب نظر استفاده كرد.


در قرآن كریم، علاوه بر طرح مسأله «شورا» به عنوان یكى از ویژگى هاى مؤمنان و اشاره به لزوم بهره گیرى از «تعقّل» براى تدبیر امور (اقتصادى، سیاسى و...)، در مواردى نیز تلویحاً كاربرد تجارب بشرى یاداورى شده است. در آیه 17 از سوره مباركه «رعد» در مقام مَثَل زدن براى حق و باطل و بقاى حق و زوال باطل، «كف آب» و «كف حاصل از ذوب فلزّات» را مطرح كرده، مى فرماید: «و ممّا یوقدن علیه فى النار ابتغاءَ حلیة او متاع زَبَدٌ مثله...»; و از آنچه (در كوره ها) براى به دست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگى، آتش روى آن روشن مى كنند نیز كف هایى مانند آن (كف آب) به وجود مى آید.این آیه مباركه به این مطلب اشعار دارد كه امثال عملیات ساخت كوره، ذوب فلزات و زدودن ناخالصى آن ها و به كارگیرى فلزات در امور زندگى، كه حاصل تجربه و تعقّل انسان هاست، یك روش جارى در جامعه اسلامى است و از همین قبیل است: «واذكروا اذ جعلكم خلفاءَ مِن بعد عاد و بوّأكم فى الارض تتّخذون من سهولها قصوراً و تنحتونَ الجبال بیوتاً فاذكروا آلاءَ اللّهِ و لا تعثوا فى الارضِ مفسدین.» (اعراف: 74); و به خاطر بیاورید كه شما را جانشینان قوم عاد قرار داد و در زمین مستقر ساخت كه در دشت هایش، قصرها براى خود بنا مى كنید و در كوه ها، براى خود خانه ها مى تراشید. بنابراین، نعمت هاى خدا را متذكّر شوید و در زمین، به فساد نكوشید.در این آیه مباركه نیز تصرّف در منابع طبیعى براى تدارك امور معیشتى، كه مستلزم به كارگیرى دانش و تجربه بشرى است (مانند ابداع ابزارها و شیوه هاى مناسب براى ساختمان سازى)، خاطرنشان شده، و اشعار دارد بر این كه این عمل، یك روش جارى در جامعه است.مجموعه این آیات ما را به این مطلب رهنمون مى سازند كه در جامعه اسلامى، شیوه هاى عقلایى لازم براى بهره گیرى از امكانات و قابلیّت هاى به ودیعه نهاده شده در طبیعت از یك سو، و استفاده از عقل جمعى و تدبیر عقلایى امور امّت اسلامى از سوى دیگر، در كنار تفقّه در دین و التزام عملى به معارف وحیانى، مورد پذیرش و تأكید قرآن كریم است.


تجلّى توحید در اقتصاد


از دیدگاه قرآن كریم، تمامى كاینات از جمله انسان، منابع، و ابزارهاى تولید مخلوق خداوند علیم و حكیم هستند. همچنین هرگونه فعالیتى از جمله فعالیت هاى تولیدى و فرایند شكل گیرى آن نیز مخلوق خداوند مى باشد و مستقل از اراده او جلّ و على نمى تواند تحقق یابد. قرآن كریم اصرار دارد به انسان بیاموزد و به این نكته توجه دهد كه از عوامل زمینه ساز گرفته تا عوامل مباشر در تولید، همه مخلوق اویند.

عملیات اقتصادى; مظهرى از عبودیت


از دیدگاه قرآن كریم، فعالیت هاى اقتصادى و مبادرت به بهره گیرى از مواهب طبیعى براى تأمین معاش، مى تواند یك عمل عبادى و مظهرى از عبودیت خداوند متعال باشد. در آیه 15 سوره «ملك» آمده است: «هو الّذى جعل لكم الارضَ ذلولا فامشوا فى مناكبها و كلوا من رزقه و الیه النشور»; او كسى است كه زمین را رام كرد، بر شانه هاى آن راه بروید و از روزى هاى خداوند بخورید و بازگشت و اجتماع همه به سوى اوست.در این آیه مباركه، پس از یاداورى نهایت رام بودن زمین و آمادگى كامل آن براى بهره دهى، ترغیب بلیغ به بهره گیرى از آن شده است. به راستى، اگر تنها همین یك آیه براى ترغیب به پرداختن به طبیعت و استفاده از مواهب آن مى بود، بر انگیزنده اى قوى براى تلاش هاى اقتصادى به شمار مى آمد.روشن است انسانى كه براساس این آیه كریمه (و آیات دیگرى كه معنایى قریب به آن دارند مانند: «اللّهُ الذى خلق السموات و الارض و انزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقاً لكم و سخر لكم الفلك لتجرى فى البحر بامره و سخر لكم الانهار و سخّر لكم الشمس و القمر دائبین و سخّر لكم اللیل و النهار و آتیكم من كل ما سألتموه و ان تعدّوا نعمت الله لا تحصوها، انّ الانسان لظلومٌ كفار» (ابراهیم: 32ـ34); خداوند همان كسى است كه آسمان ها و زمین را آفرید، و از آسمان، آبى نازل كرد و با آن، میوه ها (ى مختلف) را براى روزى شما (از زمین) بیرون آورد و كشتى ها را مسخّر شما گردانید تا بر صفحه دریا به فرمان او حركت كنند، و نهرها را (نیز) هر چیزى كه از او خواستید، به شما داد. و اگر نعمت هاى خدا را بشمارید، هرگز آن ها را شماره نتوانید كرد. انسان، ستمگر و ناسپاس است. و نیز: «یا ایّها الناس كلوا ممّا فى الارض حلالا طیباً» (بقره: 168); اى مردم، از آنچه در زمین است، حلال و پاكیزه بخورید. و نیز: «قل من حرّم زینة اللّه التى اخرج لعباده و الطیّبات من الرزق» (اعراف: 31); بگو چه كسى زینت هاى الهى را كه براى بندگان خودآفریدهوروزى هاى پاكیزه راحرام كرده است؟) اقدام به فعالیت هاى اقتصادى مى كند، نه تنها خود را از زىّ عبودیت بیرون نمى بیند، بلكه خرسند است كه با امتثال امر الهى در حوزه فعالیت هاى اقتصادى، شأنى از شؤون عبودیت را عینیت بخشیده است. البته همان گونه كه خود قرآن كریم متذكر شده است، نباید پرداختن به امور معیشتى به گونه اى باشد كه غفلت از یاد خداوند متعال را به همراه داشته باشد. خداوند می فرماید:«یا ایها الذین آمنوا لا تلهكم اموالكم و لا اولادكم عن ذكرالله و من یفعل ذلك فاولئك هم الخاسرون» (منافقون: 9); اى كسانى كه ایمان آورده اید، اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نكند! و كسانى كه چنین كنند، زیان كارانند.


همچنین نباید از راه هاى باطل نیازهاى معیشتى خود را تأمین كرد. خداوند می فرماید:«یا ایها الذین آمنوا لا تأكلوا اموالكم بینكم بالباطل الاّ ان تكون تجارة عن تراض منكم» (نساء: 29); اى كسانى كه ایمان آورده اید، اموال یكدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید، مگر این كه تجارتى با رضایت شما انجام گیرد.همچنین باید مراقب بود تا رذیله بخل را از خود دور ساخت. خداوند می فرماید: «و من یوق شحّ نفسه فاولئك هم المفلحون» (حشر: 9); كسانى كه از بخل و حرص نفس خویش بازداشته شده اند، رستگارانند. و از پرداخت هاى مالى واجب و مستحب دریغ نورزید. خداوند می فرماید: «آتوا الزكاة» (بقره: 43و...); زكات بپردازید. و نیز: «یا ایها الذین آمنوا انفقوا ممّا رزقناكم» (بقره: 54); اى كسانى كه ایمان آورده اید، از آنچه به شما روزى داده ایم، انفاق كنید. و نیز: «ذلك الكتاب لا ریب فیه هدىً للمتقین الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و ممّا رزقناهم ینفقون» (بقره: 2و3); آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد و مایه هدایت پرهیزگاران است كسانى كه به غیب ایمان مى آورند و نماز را برپا مى دارند و از تمام نعمت ها و مواهبى كه به آنان روزى داده ایم، انفاق مى كنند. و نیز: «و مالكم الاّ ینفقوا فى سبیل اللّه» (حدید: 10); چرا در راه خدا انفاق نكنید؟! و نیز: «لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون» (آل عمران: 193); هرگز به (حقیقت) نیكوكارى نمى رسید، مگر این كه از آنچه دوست مى دارید (در راه خدا) انفاق كنید. و نیز: «مثل الذین ینفقون اموالهم فى سبیل الله كمثلِ حبّة انبتت سبع سنابل فى كل سنبلة مأة حبّة و اللّه یضاعف لمن یشاء» (بقره: 261); كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند، همانند بذرى هستندكه هفت خوشه برویاندكه درهرخوشه،یكصددانه باشد، و خداوند آن را براى هر كس بخواهد، دو یا چند برابر مى كند.این نظر كه عملیات اقتصادى مى تواند مظهرى از عبودیت خداوند متعال باشد، موجب منزوى شدن افكار و افرادى است كه ایمان به خدا و تقیّد به دیانت را مانع فعالیت هاى اقتصادى و تحقق رفاه اجتماعى مى دانند. به راستى كه قرآن كریم هدایتگر سُبُل سلام است و اگر مردم به طور جامع به رهنمودهاى قرآنى عمل كنند، از برقرارى اقتصاد سالم و تحقق رشد اقتصادى همراه با عدالت، كرامت و نورانیت برخوردار خواهند شد; چرا كه آموزه هاى ملهم از قرآن كریم از یك سو، سبب پیدایش انگیزه مثبت براى تلاش هاى اقتصادى و از سوى دیگر، سبب مصونیت از آفات زیان بارى خواهد بود كه همواره در راه تحقق تولید و توزیع بهینه پیش روى جوامع هستند.


نقش امامت (رهبرى و دولت) در اقتصاد


اصل «امامت» ناظر به مسأله حكومت و رهبرى در جامعه است. در جهت اصل «توحید»، كه حق حاكمیت را از آنِ خداوند متعال مى داند، افرادى كه از جانب او ـ جلّ و على مأذون به عهده دارى امر حكومت هستند، مسؤولیت اجراى احكام ثابت الهى را از جانبى و تدبیر امور اجتماعى، از جمله سیاست گذارى ها و تنظیم امور اقتصادى در سطح كلان متناسب با شرایط و مقتضیات زمان و مكان را از جانبى دیگر، به عهده مى گیرند.از اهمّ وظایف دولت اسلامى، مى توان اهتمام به برقرارى عدالت را ذكر كرد. قرآن كریم به صراحت مأموریت یافتن پیامبراكرم(صلى الله علیه وآله)، بزرگ رهبر جامعه اسلامى، براى برقرارى عدالت در بین مردم را در آیه 15 سوره مبارك «شورى» خاطرنشان ساخته است: «انّى اُمرتُ لاعدلَ بینكم»; من مأمورم در میان شما عدالت كنم (به عدل و داد رفتار كنم.)( تفسیر نمونه، ج 2، ص 387). ترمیم كاستى ها و نارسایى هاى عملكرد بازار آزاد، ممانعت از اجحاف به عرضه كنندگان و تقاضاكنندگان كالاها و خدمات، تأمین اجتماعى، اتخاذ تدبیر صحیح و كارامد براى گردش سالم پول در بخش حقیقى اقتصاد و وضع مقررات مالیاتى عادلانه، مصادیق شاخصى براى اجراى عدالت در قلمرو اقتصاد توسط دولت به شمار مى آیند. معلوم است كه اجراى عدالت، هم نیازمند وضع مقررات عادلانه متناسب با شرایط و مقتضیات است و هم نیازمند اجراى صحیح قوانین مزبور. مردم نیز موظف به اطاعت از ولىّ امر مسلمانان مى باشند: «اطیعوا اللّهَ و اطیعوا الرسول و اولى الامر منكم» (نساء: 59); اطاعت كنید خدا را و اطاعت كنید پیامبر خدا و اولوالامر را. همچنین حركت در جهت سیاست ها و برنامه هاى دولت اسلامى و بذل مساعدت و همكارى هاى لازم، بخصوص پرداخت مالیات هاى مقرّر، از دیگر وظایف آنان محسوب مى شود: «خذ مِن اموالهم صدقةً تطّهرُهم و تزكّیهم بها» (توبه: 103);11 از اموال آن ها صدقه اى (به عنوان زكات) بگیر تا به وسیله آن، آن ها را پاك سازى و پرورش دهى.


نقش توجه به معاد در اقتصاد


بنا به تأكید قرآن، اعمال انسان در روز قیامت مورد ارزیابى و محاسبه قرار گرفته، به هر كس متناسب با رفتارى كه در دنیا داشته است، جزا داده مى شود. یاد قیامت و خوف از سوء الحساب در یوم الحساب، نقش مؤثرى در تصحیح رفتارهاى انسان از جمله رفتارهاى اقتصادى او دارد. مسلّماً مراقبت درونى مداوم توسط افراد، عاملى مهم براى تحقق رفتارهاى عادلانه و به حق اقتصادى است، این امر تأثیر بسزایى در سلامت و رشد اقتصادى و برقرارى رفاه و آرامش عمومى و حفظ كرامت انسان ها دارد.طبیعى است با ورود به عرصه زندگى و اعتقاد به ادامه زندگى پس از مرگ، افق زمانى تغییر مى كند و نه تنها از كوتاه مدت به بلند مدت، كه به ابدیت تبدیل مى شود. اعتقاد به این كه انسان پس از مدتى كوتاه، آن هم به صورت نامشخص به نیستى تبدیل شود، با این اعتقاد كه فرصتى كوتاه در اختیار است و باید توشه ابدى براى خود فراهم ساخت، به شدت در رفتار انسانى تأثیر متفاوت خواهد داشت. با نگرش به معاد، دیگر بهترین نظریه مصرف، نظریه «مصرفمودیگلیانى» نخواهد بود. او دوران عمر را به سه دوره پیش از بلوغ، بلوغ و دوران بازنشستگى تقسیم مى كند; در دوران بلوغ است كه باید درآمد كسب كرده، علاوه بر مخارج ایّام بلوغ، قرض پیش از بلوغ و هزینه دوران بازنشستگى را نیز تأمین كرد.با تغییر افق زمانى و دیدگاه «الدنیا مزرعة الآخرة»، بسیارى از واژه هاى اساسى اقتصاد مفاهیمى وسیع تر به خود مى گیرند، به ویژه مفاهیمى همچون «مطلوبیت» و «سود» كه از مفاهیم مبنایى در اقتصاد هستند، ساختار انگیزش را تشكیل مى دهند. نیروى محرّك مصرفْ مطلوبیت، و هدف مصرف كننده حداكثر كردن آن است و انگیزه كار و تلاش هاى تولیدى كسب سود، و هدف تولیدكننده حداكثر نمودن آن مى باشد.با اعتقاد به معاد، متعلّق «لذت» و مفهوم «سود» تفاوت اساسى پیدا مى كند. نه تنها افراد معتقد به معاد منافع جهان پس از مرگ را نیز مورد عنایت قرار مى دهند، بلكه به دلیل ابدیت حیات اخروى و مخلّد بودن انسان در آن جا، اهمیت بیش ترى به آخرت مى دهند. به همین دلیل، صله رحم، احسان، انفاق، رعایت حقوق دیگران و تولید بى عیب و نقص (اتقان در تولید)، خواه نظام نظارت كننده اى باشد یا نباشد، توجیه جدّى پیدا مى كند، فعالیت هاى اقتصادى رنگ و بوى عبادى به خود مى گیرد و پاداش هاى اخروى، انگیزه را براى فعالیت ها تشدید مى سازند. همچنان كه عقوبت هاى سنگین اخروى فرد را از تعرّض به حقوق دیگران و ارتكاب جرایم، از جمله جرایم اقتصادى، باز مى دارند.


قرآن كریم از روش انذار به عذاب هاى اخروى و وعده پاداش اخروى براى تحقق رفتارهاى بهینه اقتصادى استفاده كرده است. در آیات 1 تا 7 سوره «مطفّفین» در خصوص تصحیح و سلامت مبادلات اقتصادى در جامعه با تأكید هرچه تمام تر، مسأله قیامت را متذكّر شده، مى فرماید: «ویلٌ للمطفّفینَ الّذینَ اذا اكتالوا على الناسِ یستوفون و اذا كالوهم او وزنوهم یخسرونَ الا یظنُّ اولئك انّهم مبعوثون لیوم عظیم یومَ یقومُ الناسُ لربِّ العالمین كلّا انَّ كتابَ الفجّارِ لفى سجّین و ما ادریك ما سجّینٌ» (مطففّین: 7ـ1); واى بر كم فروشان! آنان كه وقتى براى خود پیمانه مى كنند، حق خود را به طور كامل مى گیرند، اما هنگامى كه مى خواهند براى دیگران پیمانه یا وزن كنند، كم مى گذارند. آیا آن ها گمان نمى كنند كه برانگیخته مى شوند، در روزى بزرگ؟! روزى كه مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان مى ایستند. چنین نیست (كه آن ها درباره قیامت مى پندارند)، به یقین نامه اعمال بدكاران در سجین است.از این آیات برمى آید كه بروز مفاسد اقتصادى نشان از عدم اعتنا به معاد دارد و بنابراین، مى توان گفت كه از دیدگاه قرآن كریم، توجه به روز قیامت و روز محاسبه اعمال عاملى مهم براى جلوگیرى از مفاسد اقتصادى است.

اقتصاد در پرتو تزكیه


یكى از درخشان ترین فرازهاى قرآن كریم تأكید هرچه تمام تر بر لزوم اهتمام انسان ها به «تزكیه نفس» است. اهمیت این مسأله به حدى است كه یكى از اهداف بعثت انبیاء(علیهم السلام) تحقق بخشیدن به این مهم عنوان شده: «هو الّذى بعثَ فى الامّیّین رسولا منهم یتلوا علیم آیاته و یزكّیهم و یعلّمهم الكتابَ و الحكمة و ان كانوا من قبلُ لفى ضلال مبین و آخرینَ منهم لمّا یلحقوا بهم و هو العزیز الحكیم» (جمعه: 2و3); او كسى است كه در میان جمعیت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگیخت كه آیاتش را بر آن ها مى خواند و آن ها را تزكیه مى كند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مى آموزد و مسلّماً پیش از آن در گم راهى آشكارى بودند. و (همچنین) رسول است بر گروه دیگرى كه هنوز به آن ها ملحق نشده اند و او عزیز و حكیم است.علّامه طباطبائى درالمیزان، «زكات» را به معناى رشد شایسته همراه با خیر و بركت، و «تزكیه انسان ها توسط رسول الهى» را به معناى رشد دادن آنان به نحو شایسته از راه متّصف كردنشان به اخلاق فاضل و اعمال صالح، دانسته اند. در اثر تزكیه، مردم در انسانیتشان به كمال مى رسند و وضعشان در دنیا و آخرت به سامان مى رسد و از زندگى سعادتمندانه و مرگ سعادتمندانه برخوردار مى گردند(تفسیر المیزان، ج 19، ص 265).


همچنین براى درك اهمیت فراوان تزكیه از دیدگاه قرآن كریم، كافى است قدرى در آیات مباركه سوره «شمس» تدبّر شود. خداوند متعال پس از یازده قسم به عظایم خلقت و یاداور شدن سرشت انسان و الهام موجبات رشد و تعالى او از یك سو و زمینه هاى سقوط و تباهى او از سوى دیگر، مى فرماید: فلاح انسان در گرو تزكیه اوست: «والشمس و ضحیها و القمرِ اذا تلیها و النهار اذا جلّیها و اللیل اذا یغشیها و السماء و ما بنیها والارض و ما طحیها و نفس و ما سوّیها فألهمها فجورها و تقویها قد افلح من زكّیها و قد خاب من دسّیها» (شمس: 1ـ10); به خورشید و گسترش نور آن سوگند، و به ماه هنگامى كه پس از آن در آید، و به روز هنگامى كه صفحه زمین را روشن مى سازد، و به شب آن هنگام كه زمین را بپوشاند، و قسم به آسمان و كسى كه آسمان را بنا كرده و به زمین و كسى كه آن را گسترانیده، و قسم به جان آدمى و آن كه آن را (آفریده و) منظّم ساخته، سپس فجوروتقوا (شر و خیرش) را به او الهام كرده است، كه هركس نفس خودرا پاك و تزكیه كرد، رستگار شد، و آن كه نفس خود رابامعصیتوگناه آلوده ساخت،نومیدومحروم گشت!از بیانات علّامه طباطبائى در این زمینه، استفاده مى شود كه طبع انسان اقتضاى رشد شایسته همراه با خیر و بركت را دارد و «تزكیه» به فعلیت رساندن چنین رشدى است و رشد ناشایست بر خلاف اقتضاى طبع و سرشت انسان مى باشد.

با ملاحظه آیات مزبور و آیات فراوان دیگرى كه به معرفى و بیان هویّت انسان و آغاز و فرجام او پرداخته اند، درمى یابیم كه از دیدگاه قرآن كریم، در انسان قابلیت ها و استعدادهاى فراوانى نهفته است كه بروز و ظهور و فعلیت آن ها تا افق هاى بى نهایت مى تواند ادامه یابد و او شگفت ترین موجود خاكى است كه هم قابلیت دارد در اثر تربیت صحیح، به مراتب بسیار عالى دست یابد و هم ممكن است در اثر تربیت و رفتار سوء، به هولناك ترین ورطه هاى تباهى سقوط كند. بر این اساس و با توجه به این كه رفتارهاى انسان متأثر از تفكّرات و شخصیت اوست; «قُل كلٌ یعملُ على شاكلته» (اسراء: 84) بگو هركس طبق روش (و خلق و خوى) خود عمل مى كند. و نیز «البلدُ الطیّبُ یخرجُ نباتُه باذنِ ربِّه و الّذى خبثَ لا یخرج الاّ نكداً» (اعراف: 58); سرزمین پاكیزه (و شیرین) گیاهش به فرمان پروردگارش مى روید. اما سرزمین هاى بد طینت (و شوره زار) جز گیاهى ناچیز و بى ارزش از آن نمى روید.لزوم توجه عمیق به تزكیه شدن افراد جامعه براى بروز رفتارها شایسته در زمینه هاى گوناگون حیات فردى و اجتماعى، از جمله در عرصه فعالیت هاى اقتصادى، به خوبى نمایان مى شود و معلوم مى گردد كه نه نظر خوش بینانه داشتن به عملكرد انسان و جوامع انسانى صحیح است (آن گونه كه برخى از اقتصاددانان سنّتى عقیده داشتند) و نه نظر بدبینانه داشتن.


چنان كه به رغم دیدگاه برخى نظریه پردازان ساده اندیش نمى توان به این دل خوش بود كه جهت گیرى قوانین طبیعى حاكم بر فعالیت هاى اقتصادى افراد جامعه بدون هیچ معارضى به سمت خیر و كمال است و لزوماً اصلاحات امور به صورت خودكار محقق مى شوند و بنابراین، لازم است جریان امور اقتصادى آزاد و رها باشد تا به طور طبیعى و خودكار، تولید و توزیع بهینه عینیت یابند. گو این كه از دیگر سو، نمى توان بدبینانه به عملكرد متغیّرهاى اقتصادى نگریست و آینده اى مبهم و نگران كننده از حیث اقتصادى براى بشریت ترسیم كرد، بلكه باید مجدّانه درصدد تزكیه آحاد افراد جامعه برآمد و با مراقبتى مستمر، براى رشد صحیح هویّت انسانى و جلوگیرى از بروز انحراف و رشد ناشایست تلاش نمود، تا اسباب و زمینه هاى اصلاحات شؤون فردى و اجتماعى افراد، از جمله اصلاحات اقتصادى، فراهم شوند.در خاتمه این مبحث، لازم به یاداورى است كه رابطه «اقتصاد» با «تزكیه» دو سویه است; یعنى همچنان كه تزكیه در سامان بخشى و اصلاح امور اقتصادى نقش تعیین كننده اى دارد، فعالیت هاى اقتصادى نیز مى تواند در تزكیه انسان مؤثر باشند; مثلا، كسى كه زكات مال خود را مى پردازد، با این كار اقدامى در جهت تزكیه نفس خود نموده است:


ـ «الّذى یؤتى ماله یتزكّى» (لیل: 18); كسى كه مال خود را (در راه خدا) مى بخشد تا پاك شود.
ـ «خُذ من اموالهم صدقةً تُطهّرهم و تزكّیهم» (توبه: 103); از اموال آن ها صدقه (به عنوان زكات) بگیر تا به وسیله آن، آن ها را پاك سازى و پرورش دهى.بنابراین ـ همان گونه كه ذكر شد عملیات اقتصادى مى تواند مظهرى از عبودیت خداوند متعال باشد. در این جا همچنین تأكید مى گردد كه رفتارهاى اقتصادى مى توانند راهى براى تزكیه شدن انسان باشند و بدین سان، بى پایگى القائات كسانى كه تلاش هاى اقتصادى را مانعى براى خودسازى و تزكیه نفس مى دانند، روشن مى شود.