خشم از ديدگاه اسلام و قرآن کریم
خشم حالت طغياني است وازجمله بيماري هاي روحي در ميان حسد، دروغ، عجب .... است که مي توان با تمرين تقوي بر ان غلبه کرد.
غضب (خشم)از ديدگاه روانشناسي اسلامي:
يك حالت طغياني در نفس ميباشد كه عوامل منتظره و غير منتظره در انسان به وجود ميآورد و اجباراً عقل را از فعاليت باز ميدارد، خشم تسلط عقل را بر اعضا و جوارح بدن متوقف ميكند و رابطه عقل را با اراده و انديشه قطع ميكند و در نتيجه مزاج آدمي مختل ميشود و اعضاي بدن را براي حمله و انتقام آماده ميگردند. علت ظهور اين اعمال در هنگام غلبه خشم آن است كه در آن هنگام فشار خون زيادتر ميشود و خون از قلب با حرارت زياد و سرعت غير عادي به رگها وارد شده و به سوي مغز ميرود به طوري كه چهره شخص خشمناك را گلگون ميكند و شقيقههاي او را به ضربان شديد وادار مينمايد بعد هم خون در سينه ميجوشد و سبب انقباض بيشتر عضلات بدن ميگردد، به طوري كه چينهاي خوف آوري در پيشاني شخص ظاهر ميشود و لبها را به حال انقباض درميآورد شخص بي اختيار به دندانهايش فشار وارد ميكند و آنها را نشان ميدهد اينجاست كه در چنين حالتي شخص خشمناك درصدد عكسالعمل بر ميآيد و ميخواهد انتقام بكشد عطش شديد خوردن و انتقام تمامي جان خشمناك را فرا ميگيرد كه شاعر عرب زبان در اين باره چنين ميگويد: «من همه دشمنانم را آزمايش كردم هيچ دشمني را شديدتر و لجوجتر از غضب نديدم.»[1]
اين قوه همانند شهوت، يكي از قواي صورت باطني انسان است و اگر تحت فرمان عقل و شرع راه اعتدال رود باعث زيبايي صورت باطني (سيرت آدمي) ميشود و اگر به افراط يا تفريط گرفتار شود، سيرت انسان را زشت و تباه ميكند. انسان در معرض حوادث قرار دارد و خطر او را به دفاع از خويشتن واميدارد اين نيرو غضب ناميده ميشود.
قوه غضب از نيازهاي حياتي وجود انسان است بدون غضب انسان نميتواند هيچ خطري را از خود دفع كند، با هيچ دشمني درنميآويزد از هيچ مهلكهاي نميگريزد، بنابراين، ريشهكن كردن آن از وجود ادمي نه ممكن است و نه لازم. تنها وظيفهاي كه ما داريم و انجام آن نيز ممكن است كه قدرت وصولتش را در هم بشكنيم تا به فرمان عقل گردن نهد و بيهوده آتش افروزي نكند درون را دچار آشوب و برون را آشفته نسازد و به مقام و مرتبه لايق خود، يعني تحت هدايت عقل و شرع آنجا كه شعله غضب لازم است بروز كند در هر جا حلم لازم است خاموش باشد و عقب بنشيند. انسان بالاتر از اين هيچ تكليفي ندارد و آنچه مورد رضاي خداوند است همين است كه غضب در اختيار انسان باشد و لذا قرآن كريم ميفرمايد: «و الكاظمين الغيظ» آنان كه خشم خويش را فرو ميبرند در حاليكه اگر نداشتن خشم پسنديده بود ميفرمود: «والفاقدين الغيظ» آنان كه هيچ خشمي ندارند.
تفريط غضب آن است كه انسان بطور كلي از اين نيرو بيبهره باشد يا نيروي خشمش چنان ضعيف باشد كه در موراد ضروري هم خود را نشان ندهد اين حال كه بيتفاوتي ناميده ميشود نكوهيده و ناپسند است. از آثار بيتفاوتي، بي غيرتي در مقابل حرام، تحمل ذلت، خواري و سكوت در برابر منكرات است. قرآن كريم ياران پيامبر (ص) را به شدت و صلابت ستوده، ميفرمايد: «اشداء علي الكفار»[2] و به پيامبر گرامي خود دستور شدت و غلظت داده و ميفرمايد: «يا ايها النبي جاهد الكفار و المنافقين و اغلظ عليهم»[3] در برابر كفار كه آيه اول آن را ستوده و غلظت كه آيه دوم به آن فرمان داده هر دو از آثار قوه خشم به شمار ميآيند.
افراط اين قوه آن است كه از اختيار عقل و شرع خارج و بر وجود صاحب خويش مسلط شود در اين صورت انسان ملكه بصيرت و قدرت انديشه را از دست داده و مهار نفس از اختيار او خارج ميشود، عبرتها را نميبيند و مواعظ را نميشنود. از آثار ظاهري اين حالت، تغيير رنگ، لرزش اعضا، حركات غير ارادي و نامرتب، حركات و سخنان آشفته، فحش و ناسزا گفتن، سخنان ناهنجار، كتك كاري و حتي حمله به ديگران است. امام صادق (ع) فرمودند: «الغضب مفتاح كل شر»[4] كليد هر شري خشم است.
- عوامل متعدد حالت خشم:
بروز حالت خشم عوامل متعددي دارد كه ميتوان آنها را به شرح زير معرفي نمود.
1. وراثت 2. حساسيت زياد اعصاب بدن 3. بدي تربيت 4. بدي تغذيه كه موجب مسموم شدن مزاج ميگردد. روان شناسان گفتهاند: از جمله عواملي كه سبب تحريك خشم ميشوند عبارتند از: 1. نخوت و تكبر 2. خودخواهي (دوست داشتن خويشتن به حد زياد) 3. شوخي بيجا 4. تمسخر و اهانت 5. ننگ و رسوايي 6. حيلهگري و فريب 7. حرص زياد و جمه مال و به دست اوردن مقام.
اين هفت خصلت كه از رذايل اخلاقي محسوب ميشوند براي غضب به منزله گذاردن هيزم زياد داخل آتش شعلهور ميباشد. مادامي كه در وجود انسان اين صفات رذيله هست او از خطر خشم و اثرات آن مصون نيست پس براي مصون ماندن از خشم، نخستين اقدام راندن اين صفات رذيله خود ميباشد.
- عوارض خطرناك خشم براي بدن و نفس آدمي:
- ابتلاء به سل ريوي كه استخوانها را ميسايد و ضعيف ميكند.
- اختلال در دستگاه گوارش (هضم غذا)
- ابتلاء به التهاب اعضاب
- ابتلاء به اقسام گوناگون خونريزي (مغزي، معدهاي)
- ابتلاء به بيماري شبه هاري
با توجه به اين نكته عميق اشكار ميشود كه آب دهان شخص خشمناك نه تنها براي خود بلكه براي ديگران هم سم كشنده است. غضب يك بيماري روحي است و يك درد نفساني خطرناك ميباشد كه اين بيماري نه تنها خود شخص خشمناك را از پا درميآورد بلكه به ديگران هم ضرر ميرساند. خشم شديد سبب ميشود كه شخص غضبناك بدون فكر و اراده دست به جنايت بزند چون طغيان خشم، او را به حال جنون ميكشاند بديهي است كه هنگام جنون شخص اراده فكر و عقل خود را از دست ميدهد و اعمال غير ارادي انجام ميدهد. [5]
- علل و اسباب غضب:
علت اصلي غضب در انسان خود بزرگ بيني و تكبر و خودپسندي (عجب) است. انسان معمولاً هنگامي كه خشمگين ميشود كه خود بزرگ بيني يا خودپسندي او خدشه بردارد. آگاهي از نواقص خويش و برتريهاي ديگران مهمترين عاملي است كه اين دو احساس كاذب را خدشهدار ميكند. هنگامي كه انسان مورد تمسخر قرار گيرد يا كسي با او طوري شوخي كند كه آن را در شأن خود نبيند يا عيبي را به او نسبت دهند يا به كلامش خردهاي گيرند و يا او را از رسيدن به خواستهها و مال و جاهي كه در انديشه آن است بازدارد آتش خشمش برافروخته ميشود.
- راه علمي درمان غضب:
- نخست بايد به خود شناسي روي آورد و بداند انساني است كه از خاك آفريده شده همانند، ساير انسانها داراي معايب و نواقصي است و جز با كسب فضيلت و تقوا بر كسي برتري نمييابد با اين بينش است كه عجب و تكبر خود را ريشهكن ميكند و عوامل پيش گفته نميتوانند خشم او را برافروزند.
- دربارة اخباري كه در ستايش از گذشت، تحمل و بردباري وارد شده است بينديشد.
- عذابي را كه براي ابراز خشم وعده داده شده در نظر بگيرد و بداند كه خدا از او تواناتر است و بيش از او ميتواند خشمش را اعمال كند.
- عاقبت انتقام و دشمني را در نظر بگيرد و بداند كه اگر خشمگين شود براي خود دشمني به وجود آورده كه ممكن است هر روز براي او مشكلي بتراشد.
- عواملي كه انسان را به انتقام ميخوانند غالباً مبتني بر موهومات است مثلاً شيطان انسان را وسوسه ميكند كه اگر او را ادب نكني در نظر ديگران خوار ميشوي. بنابراين، خويشتن را به سبب اينكه از ذلت دنيا ميگريزد ولي ذلت آخرت را ميپذيرد سرزنش كند.
- ضرورت خويش را در حال خشم و خشونت مجسم و آن را با حالت كريهانه بردباري و گذشت مقايسه كند و آنگاه هر كدام را خواست برگزيند.
- راه عملي درمان غضب
- پناه بردن به خدا و گفتن ذكر شريف «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم»
- تغيير دادن وضعيت فيزيكي خود، مثلاً اگر ايستاده است بنشيند و اگر نشسته است دراز بكشد.
- استفاده از آب سرد، مثل نوشيدن، شستن دست و صورت، وضو گرفتن و غسل كردن. [6]
پيامبر اكرم (ص) فرمود: «هرگاه يكي از شما خشمگين شود بايد وضو بسازد يا غسل كند زيرا غضب از جنس آتش است»[7]
بررسی مباحث و موضوعات اقتصادی از منظر قرآن کریم و روایات معصومین (ع) و کلام بزرگان