مروري بر تاريخ فرهنگ آفريني قرآن، علوم قرآني، چاپ قرآن
قرآن مجيد سرمنشا اغلب علوم و هنرهاى اسلامى است . 1 ) قرآن سندى تاريخى است و تا آنجا كه به حوادث اشاره دارد , از جمله به حوادثى از زندگانى و روزگار پيامبر (ص ) و غزواتى چون بدر و احد و حنين , يا اشاراتى به فرهنگ جاهليت دارد , در حكم تاريخى مستند است . هـمچنين بسيارى محققان بر مبناى نگرش تاريخى قرآن , فلسفه هاى تاريخ گوناگون استنباط كرده اند. 2 ) فـقـه و اصـول فـقـه مذاهب مختلف اسلامى , چنانكه در بخش فقه يا احكام قرآن ياد كرديم , مستقيما ريشه در قرآن دارد. و تـا امـروز هـم مـحاكم شرعى يا نهادهاى دينى و مجالس قانونگذارى در كشورهاى اسلامى , يا مـجـتـهـدان و مـفـتـيان , تعارض نداشتن قوانين و احكام و فتاواى جديد را با قرآن كريم رعايت مى كنند. 3 ) حديث يا سنت منبع مستقلى از قرآن است . اما با آن مناسبات و پيوند و همخوانى بسيار دارد. چـنـانـكه گاه قرآن سنت را نسخ مى كند يا تخصيص مى دهد , و گاه سنت قرآن را , كه در كتب مربوط به ناسخ و منسوخ , به تفصيل با مثالهاى بسيار بيان شده است . 4 ) عرفان يا تصوف اسلامى كه اساس آن بر حب الهى يا عشق متقابل انسان به خدا و خدا به انسان اسـت ( مـائده , 54 ) , هـمچنين زهد و پارسايى و اصالت ندادن به دنيا و مراقبه و محاسبه نفس , همه در قرآن ريشه دارد. عرفان قرون اوليه كه بر مدار زهد و پارسايى مى گشت , يكسره قرآنى بود
قرآن مجيد سرمنشا اغلب علوم و هنرهاى اسلامى است .
1 ) قرآن سندى تاريخى است و تا آنجا كه به حوادث اشاره دارد , از جمله به حوادثى از زندگانى و روزگار پيامبر (ص ) و غزواتى چون بدر و احد و حنين , يا اشاراتى به فرهنگ جاهليت دارد , در حكم تاريخى مستند است . هـمچنين بسيارى محققان بر مبناى نگرش تاريخى قرآن , فلسفه هاى تاريخ گوناگون استنباط كرده اند. 2 ) فـقـه و اصـول فـقـه مذاهب مختلف اسلامى , چنانكه در بخش فقه يا احكام قرآن ياد كرديم , مستقيما ريشه در قرآن دارد. و تـا امـروز هـم مـحاكم شرعى يا نهادهاى دينى و مجالس قانونگذارى در كشورهاى اسلامى , يا مـجـتـهـدان و مـفـتـيان , تعارض نداشتن قوانين و احكام و فتاواى جديد را با قرآن كريم رعايت مى كنند. 3 ) حديث يا سنت منبع مستقلى از قرآن است . اما با آن مناسبات و پيوند و همخوانى بسيار دارد. چـنـانـكه گاه قرآن سنت را نسخ مى كند يا تخصيص مى دهد , و گاه سنت قرآن را , كه در كتب مربوط به ناسخ و منسوخ , به تفصيل با مثالهاى بسيار بيان شده است . 4 ) عرفان يا تصوف اسلامى كه اساس آن بر حب الهى يا عشق متقابل انسان به خدا و خدا به انسان اسـت ( مـائده , 54 ) , هـمچنين زهد و پارسايى و اصالت ندادن به دنيا و مراقبه و محاسبه نفس , همه در قرآن ريشه دارد. عرفان قرون اوليه كه بر مدار زهد و پارسايى مى گشت , يكسره قرآنى بود. مكتبهاى عرفانى حكمى و فلسفى متاخر از جمله مكتب ابن عربى نيز اساسش بر تاويل جسورانه از آيات و قصص قرآن استوار است . چنانكه مهمترين متن عرفان نظرى در عالم اسلام كه فصوص الحكم ابن عربى ( م 638 ق ) است , داراى 27 فـص است كه با گرده بردارى از قرآن و بر مبناى قصص قرآنى و شخصيتهاى انبياء و به نام آنها طراحى و تدوين شده است . ابـوالعلاء عفيفى در مقدمه تصحيح خود از فصوص , اين نكته را روشن ساخته است ( مقدمه , ص 12 و صفحات ديگر ). همچنين بحث عرفا از اسماء و صفات الهى عمدتا قرآنى است . 5 ) قـرآن با آيات عديده اخلاقى و توصيه هاى بسيار به فضايل و نهى تخطئه از رذايل اخلاقى , در حـدى بـه اخـلاق و حـكمت عملى توجه دارد كه ميتوان آن را يك رساله اخلاقى متعالى در نظر گرفت , و در اغلب مكاتب و كتب اخلاقى , نفوذ آيات و احكام اخلاقى قرآنى مشهود است . ( بـراى تفصيل در اين باره ـ تعاليم اخلاقى در قرآن نوشته بشيردار , در كتاب تاريخ فلسفه در اسلام , تدوين م . م . شريف , 1/224 - 241 ). 6 ) قرآن اساس دستور زبان عربى را نهاده است . بايد دانست كه نه قرآن تابع نحو و دستور زبان عربى است , بلكه نحو و دستور زبان عربى تابع قرآن است كه فى المثل سبيل يا رحمت را هم به صورت مؤنث و با ضمائر مؤنث , تلقى كرده است هم به صورت مذكر. از الكتاب سيبويه ( قرن دوم هجرى ) تا مغنى اللبيب ابن هشام ( م 761 ق ) , تا معجم هاى نحو كه امـروز در جهان عرب تدوين مى گردد ( از جمله ـ معجم النحو , تدوين عبدالغنى الدقر ) اساس همه يا اكثريت قاطع مثالها و شواهد قرآنى است . در مورد علوم بلاغى از جمله معانى , بيان و بديع نيز امهات متون بر اساس تعبيرات و زبان و بيان و شواهد و مثالهاى قرآنى شكل گرفته است . چـنـانـكـه دلايـل الاعـجـاز ( در علم معانى ) و اسرارالبلاغة ( در علم بيان ) هر دو اثر عبدالقاهر جرجانى ( م . 471 ق ) اوج آنهاست . نفوذ قرآن در ادبيات عربى و فارسى و تركى و اردو و ساير زبانهاى جهان اسلام بسيار عظيم است . اغـلب فرهنگهاى عربى از لسان العرب تا المعجم الوسيط , شواهد و مستندات خود را از قرآن نقل مى كنند. زبانشناسان عرب به حق برآنند كه اگر قرآن نبود زبان عربى نابود مى شد. ( ـ مباحثى در فقه اللغة و زبان شناسى عربى . نوشته رمضان عبدالتواب . تـرجمه حميدرضا شيخى , فصل دوم , 125 به بعد ) استاد مطهرى مى نويسد : زبان عربى , فقط زبان يك كتاب است , به نام قرآن . قرآن تنها نگهدارنده و حافظ و عامل حيات و بقاى اين زبان است . تـمـام آثـارى كـه بـعـد به اين زبان به وجود آمده , در پرتو قرآن و به خاطر قرآن بوده است ... ( خدمات متقابل اسلام و ايران , 91 ). 7 ) عـلم كلام اسلامى , چه علم كلام مذهب رسمى اهل سنت يعنى كلام اشعرى , و چه علم كلام اقليت آنان كه امروزه كمابيش مهجور است , يعنى كلام معتزلى يا اعتزالى ريشه در قرآن دارد. همچنين مذاهب ديگر از جمله مرجئه و حتى خوارج . علم كلام مذاهب شيعه و محصوصا اسماعيليه و شيعه اماميه اثنا عشريه نيز كاملا قرآنى است . و از اصول دين , و اصول مذهب ( عدل و امامت ) دو گونه بحث مى كنند , عقلى و نقلى . و در بحثهاى نقلى اتكاى اصلى به آيات قرآنى است . 8 ) فـلسفه اسلامى نيز كه تا حدودى بر معتقدات و كلام استوار است جز در بحثهاى خيلى فنى و اسكولاستيك , غالبا به قرآن نظر دارد. و حتى در بحث اصالت وجود يا ماهيت نيز به آياتى از قرآن مجيد استناد مى كنند. ( رعد , 17 نيز ـ تفسير الميزان ذيل همين آيه ). يا برهانهاى اثبات وجود خداوند را با آيات قرآنى تطبيق مى دهند. ( از جمله برهان وجودى يا صديقين را با آيه 53 سوره فصلت ). و فلسفه اعصار متاخر از جمله فلسفه مزجى و متعالى مكتب ملاصدرا كه آميزه اى از فلسفه و كلام و عرفان است و مهمترين تز آن حركت جوهرى است , مبنا و مستند قرآنى دارد. ( براى تفصيل بيشتر ـ تعاليم فلسفى قرآن در كتاب تاريخ فلسفه در اسلام . تدوين م . م . شريف , 1/195 - 221 ). 9 ) هـنرهاى اسلامى مخصوسا ادبيات , معمارى , خوشنويسى , و بخشى از موسيقى كه مربوط به تـرتـيـل و تـغـنى و همخوانى قرآن مجيد و نيز قوالى در مجالس سماع صوفيانه و اعياد مذهبى , هـمـچـنـيـن كـتـابـت و كـتـابـسازى و كتاب آرايى با هنرهايى چون تذهيب و تشعير و تجليد و كـتـيـبـه نويسى كه جزو هنر معمارى است و آرايش درون و بيرون مساجد و مقبره ها و نهادهاى خـيريه از جمله تكيه ها و حسينيه ها , و حتى آب انبارها , غالبا و به مناسبت از آيات قرآنى استفاده مى شود , و در همه اين هنرها و فنون جنبى ديگر نفوذ قرآن بى حد و حساب و وصف ناپذير است . ( نيز ـ خوشنويسى در فرهنگ اسلامى , تاليف آنمارى شيمل . ترجمه اسداللّه آزاد ). 10 ) عـلـوم قرآنى و قرآن پژوهى چنانكه در بخش مربوط به آن خواهد آمد , و در سراسر اين مقاله هـم ملاحظه مى گردد , در اطراف قرآن مجيد و براى فهم و تفسير آن و استفاده از قرآن شناسى در ساير علوم شرعى پديد آمده است . 11 ) از همه وسيعتر و عظيمتر نفوذ قرآن در فرهنگ عامه و زندگى روزمره مسلمانان است . زير گوش نوزاد مسلمان اذان مى گويند و آياتى ( از قرآن مى خوانند. نـام نـوزاد را يـا با تفال و استخاره از قرآن انتخاب مى كنند يا نامهايى مى نويسند و براى تبرك در ميان صفحات قرآن قرار مى دهند و قرعه وار يكى را بر مى گيرند. همچنين نام فرزندان و روز و ساعت تولدشان را در صفحه اول يا آخر قرآن خانوادگى مى نويسند. اسـتـخـاره يـعنى مشورت با قرآن و راهنمايى خواستن از جنبه قدسى و غيبى قرآن , سابقه اى به طول تاريخ قرآن دارد. و در بـعـضـى كـتـب كه مخصوص نوادر و نكته ها و ظرايف است , از استخاره هاى تاريخى سخن مى گويند ( نيز ـ مقاله استخاره در قرآن پژوهى ). در اغلب مراسم دينى و اجتماعى و اعياد و در ايران بعد از انقلاب اسلامى در آغاز هر جلسه رسمى اعم از علمى يا ادارى يا سياسى , آياتى چند از قرآن مجيد تلاوت مى شود. قرآن همچنين در عبادت روزانه نقش اساسى دارد. زيـرابـه فـرموده رسول اكرم (ص ) لا صلوة الا بفاتحة الكتاب ( نماز جز با خواندن فاتحة الكتاب درست نيست ). و اهل سنت 17 بار و شيعه به تفاوت مشربها , حداقل 10 بار سوره حمد را در نمازهاى شبانه روزى خود مى خوانند. همچنين پس از قرائت سوره حمد به انتخاب خود يك سوره يا مجموعه آياتى از يك سوره قرآن را كـه اصـطلاحا به آن ركوع گفته گفته مى شود , مى خوانند و تلاوت قرآن از عبادات مستحب مؤكد است و اغلب مسلمانان هر روزه بخشى از قرآن و در ماه رمضان يك دور قرآن را مى خوانند. جـز قـاريـان و مـقـريان و اهل تجويد و تلاوت و ترتيل و تغنى و خوشخوانان كه قرآن كريم مدار و موضوع اصلى علم و هنر آنان است و رموز و فنون درست خوانى را سينه به سينه و با سنت شفاهى و استاد - شاگردى از عهد رسول اللّه (ص ) تاكنون ادامه داده اند , در عرف عادى و نظام آموزشى قديم و جديد ايران و همه كشورهاى اسلامى , تعليم خواندن و درست خواندن و گاه حفظ قرآن , جزو اصلى ترين مواد درسى و آموزشى بوده و هنوز هم با شور و شوق بسيار ادامه دارد. بـراى ايـن كار غالبا از جزء آخر ( سى ام ) قرآن مجيد يعنى جزء عم [ عم يتسائلون , آغاز سوره نبا ] اسـتـفـاده مـى شـود و به چنين جزوه اى عم جزو ( كه بعضى به اشتباه عمه جزو مى نويسند ) گفته مى شود. امـروزه بـا گـسترش امكانات صوتى و فنى و نيز جهانگير شده رسانه هاى گروهى , در تلاوت و ترتيل قرآن كريم تحولى بزرگ پديد آمده است . خوشخوانى قاريان هنرمند را به صورت نوار كاست , ضبط مى كنند. غـالـبا هر جزء قرآن را در يك نوار و مجموعا كل قرآن را در 30 نوار يكساعته مى خوانند و نوارهاى كاست را به صورت يك مجموعه جمع و جور كه به آسانى قابل حمل و نقل است درمى آورند كه المصحف المرتا [ ترتيل قرآن , يا مصحف به ترتيل خوانده ] نام دارد. نيز از طريق رسانه راديو و تلويزيون ترتيل و تلاوت قرآن مجيد را پخش مى كنند. بـسـيـارى از كشورهاى اسلامى , از جمله ايران , ايستگاه خاصى به نام راديو قرآن دارند كه در تمام يا بعضى از ساعات شبانه روز تلاوت و ترتيل قرآن را منتشر مى سازند. يـا از طـريـق تلويزيون مجلس خوشخوانى قاريان و مقريان هنرمند را كه گاه همراه با همخوانى است , همچنين مسابقات كشورى و بين المللى قرائت قرآن را نشان مى دهند. جنبه قدسى و حرمت والاى قرآن باعث شده است كه از آن براى حفظ و تعويذ استفاده كنند. از آيات قرآن مخصوصا آيت الكرسى ( بقره , 255 ) و آيه و ان يكاد ( آخرين دو آيه سوره قلم ) حرز و تعويذ به صورت حمايل و گردن آويز و بازوبند مى سازند. بعضى از مسلمانها همواره قرآن كوچكى به همراه دارند. رسم كتابت قرآن ( گاه تمامى قرآن ) بر پيراهنهاى مخصوص براى حفظ در جنگها و مخاطرات , امروزه كمتر و در گذشته بيشتر معمول بوده است . گـاه سـوره يـس را بـر پـارچه اى حلقوى شكل مى نويسند كه به آن حلقه ياسين مى گويند و اطفال را براى تبرك و حفظ از ميان حلقه آن رد مى كنند. گـاه آيـات قـرآن به محلول آب و زعفران توشته مى شود و براى شفاى امراض , مخصوصا امراض روحى , به بيماران نوشانده مى شود. قـرائت سـوره حـمـد براى بيمار رسم كهنى بوده است ( حافظ گويد : فاتحه اى چو آمدى بر سر خسته اى [ بيمارى ] بخوان ). امـروزه رسـم قـرائت فـاتحه بر مرده و براى شادى روح او , و ترتيب مجالس ذكر و قرائت قرآن ( مـجـالس فاتحه ) براى بزرگداشت و طلب آمرزش روح درگذشتگان در سراسر جهان اسلام در شـب وفـات و روزهـاى سوم يا پنجم و هفتم و چهلم و سال - بسته به اختلاف و آداب و رسوم هر منطقه - برقرار است . همچنين بعضى از مردم وصيت مى كنند كه از ثلث ميراث آنان , يك يا چند دوره قرائت [ ختم ] قـرآن بـراى آنـان به شيوه استيجارى و با پرداخت اجرت يا حق الزحمه از كسى يا كسانى خواسته شود. درباره رعايت حرمت و احترام والا و عظيم قرآن سخن بسيار است . بعضى پارسايان به احترام قرآن , در اتاقى كه در آن مصحف باشد , نمى خوابند. همچنين در آداب قرائت و تلاوت قرآن , صحبت كردن در اثناى تلاوت يا اظهار كسالت - از جمله خميازه كشيدن - درست به مانند هنگام نماز ممنوع شمرده شده است . اغـلـب فقهاى اسلامى بر مبناى آيه لا يمسه الا المطهرون ( واقعه , 79 ) حكم به لزوم طهارت شرعى ( وضو داشتن ) براى خواندن قرآن يا دست زدن به آيات مقدس آن داده اند. نـووى كه از حديث شناسان و قرآن پژوهان نامدار است , بر آن است كه مستحب است هنگامى كه قرآن را به نزد كسى مى آورند , به احترام آن از جاى برخيزد. ( مناهل العرفان , 1/404 ). به نظر مى رسد كه در ميان كتب مقدس , هيچ كتابى همانند و همچند قرآن در تمدن و فرهنگ و زندگى روزمره پيروانش , نفوذ نداشته باشد.
عـلـوم قـرآنـى اصطلاحى است نسبتا جديد ولى مصداق آن كهن و تاريخ آن به قدمت تاريخ قرآن است . و مـراد از آن عـلومى است پيرامون و بر محور قرآن شكل گرفته و رشد كرده و هدف آن شناخت هـمـه شئون مربوط به قرآن اعم از تاريخ و تفسير و صورت و محتوا و نهايتا استفاده بهتر بردن از قرآن در حوزه علوم شرعى و معارف دينى است . اين علوم عبارتند از : 1 ) تاريخ قرآن ( ـ مقاله تاريخ ايران در قرآن پژوهى . گفتنى است كه مقاله حاضر يعنى قرآن و قرآن پژوهى در بردارنده يك دوره موجز از تاريخ قرآن است ). 2 ) علم تفسير 3 ) علم قرائت و تجويد و ترتيل 4 ) علم رسم عثمانى , يعنى شناخت چگونگى رسم الخط و املاى قديمى و ثابت قرآن مجيد. 5 ) علم اعجاز قرآن . 6 ) علم اسباب نزول . 7 ) علم ناسخ و منسوخ . 8 ) علم محكم و متشابه . 9 ) علم شناخت مكى و مدنى . 10 ) علم اعراب . 11 ) علم غريب القرآن و مفردات قرآن و وجوه و نظاير ( واژگان شناسى قرآن ). 12 ) علم قصص . 13 ) فقه قرآن يا احكام قرآن . شايد فن ترجمه قرآن را بتوان ملحق به علم تفسير شمرد. سابقه علوم قرآنى بسيار كهن است , و بعضى از علوم قرآنى كه عمدتا نقلى و متكى بر حديث است مـانـنـد ناسخ و منسوخ و اسباب النزول , قدمتش به اندازه قدمت علم حديث و احاديث مروى از معصومين عليهم السلام است . اما علم رسم عثمانى , همزمان با تدوين و جمع عثمانى و تهيه نسخ نهايى و رسمى قرآن ( معروف به مصحف امام و مصحف عثمانى ) پيدا شده است . و بسيارى از فقهاى مذاهب اسلامى تغيير و تبديل آن را شرعا جايز ندانسته اند و قرآن رسمى جهان اسـلام كـه در عصر جديد با اتكا به اساسى ترين منابع قديم تهيه و چاپ شده است بر مبناى همين رسم يا رسم الخط عثمانى است . ايـن رسم الخط طبعا تفاوتهايى با رسم الخط امروز عربى و فارسى دارد و براى فارسى زبانان حتى تحصيلكرده ها دشوار خوان است زيرا در آن بسيارى الفها , به كتابت درنمى آيد از جمله آنكه به جاى سلطان , سلطن , و جاى يا نوح , ينوح ( با الفى كوتاه بالاى طاء , يا نون ) نوشته مى شود. ولى حق با كسانى است كه طرفدار تثبيت و استاندارد شمارى رسم عثمانى هستند. زيـرا اصـلاحـات املايى و رسم الخط بر وفق مشربها و مكتبهاى زبانى و زبانشناختى يا سليقه اى , پـايـان نـدارد , و اصـولا هر كار كنيم و هر تدبيرى بينديشيم قرآن خوانى درست , نياز به آموزش خـاص خـود دارد , و صـرف داشـتن سواد و تحصيلات و فرهنگ براى درست خوانى قرآن كفايت نمى كند. سـابـقـه عـلم قرائت و شناخت اختلاف قراآت نيز به صدر اسلام و عصر رسول اللّه (ص ) و صحابه بازمى گردد. ولى بعضى از علوم قرآنى مانند علم اعجاز قرآن , يا اعراب قرآن متاخرتر است . زرقـانـى مى نويسد نخستين اثرى كه در علوم قرآنى تدوين شده است البرهان فى علوم القرآن اثر على بن ابراهيم بن سعيد مشهور به حوفى ( م . 330 ق ) است كه در 30 مجلد بوده و نسخه خطى 15 جلد آن در دارالكتب المصرية محفوظ است . سـايـر آثـارى كه در علوم قرآنى و مشتمل بر همه يا اغلب علوم و فنون نامبرده , تدوين شده است عبارتند از : 2 و 3 ) فنون الافنان فى علوم القرآن ; و نيز كتاب المجتبى فى علوم تتعلق بالقرآن هر دو اثر ابن جوزى ( م 597 ق ) ( و هر دو محفوظ در دارالكتب المصرية در قاهره ). 4 ) جمال القراء , اثر علم الدين سخاوى ( م 641 ق ). 5 ) المرشد الوجيز , اثر ابوشامه ( م 665 ق ) ( اين اثر به طبع رسيده است . ) 6 ) البرهان فى علوم القرآن , اثر بدرالدين زركشى ( م 794 ق ). ايـن اثر عظيم و خوش تدوين چهار جلدى كه به تصحيح محمد ابوالفضل ابراهيم به طبع رسيده است اساس و منبع اصلى اتقان است . 7 ) مواقع العلوم من مواقع النجوم , اثر جلال الدين بلقينى ( م 824 ق ). 8 ) الاتـقـان فى علوم القرآن , اثر محدث و قرآن پژوه مصرى ايرانى تبار , جلال الدين سيوطى ( م 911 ق ) است . اين اثر مهمترين اثر در علوم قرآنى شمرده مى شود و از آن سه ترجمه به فارسى موجود است . يكى ترجمه قديمى ( كه نسخه خطى اش در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران محفوظ است ) , دوم بـه قـلم آقاى محمد جعفر اسلامى تحت عنوان دايرة المعارف قرآن ; و سومى به قلم حجة الاسلام سيد مهدى حائرى قزوينى ( درباره اين ترجمه و اين كتاب ـ مقاله ترجمه اتقان نوشته نگارنده در كتاب سير بى سلوك , و قرآن پژوهى ) متن عربى هم بارها به طبع رسيده است . بهترين طبع آن تصحيح محمد ابوالفضل ابراهيم , در چهار مجلد است . در عصر جديد در جهان اسلام چند اثر قابل توجه در علوم قرآنى پديد آمده است كه مهمترين آنها عبارتند از : 9 ) مناهل العرفان فى علوم القرآن , اثر محمد عبدالعظيم زرقانى در 2 مجلد. 10 ) مـبـاحـث فى علوم القرآن , اثر صبحى صالح كه بارها تجديد طبع يافته و به صورت ناقص به فارسى ترجمه شده است . 11 ) المعجزة الكبرى , اثر محمد ابوزهره ( ترجمه فارسى تحت عنوان : معجزه بزرگ , پژوهشى در علوم قرآنى , به قلم محمود ذبيحى ).
مـصـاحـف امام , يا مصحفهاى عثمانى پنج - ششگانه كه پيش از سال 30 هجرى به مراكز آن روز جهان اسلام فرستاده شد , مورد استفاده و احترام بسيار قرار گرفت ; و در عصر حجاج ( م 95 ق ) اصـلاحـاتـى در رسم الخط آن وارد شد و تا قرن سوم دستخوش اصلاحاتى از جمله نقطه گذارى حروف و اعراب گذارى شد. اما بر خود اين پنج - شش نسخه , تاريخى طولانى و تاريك گذشته است . سه جهانگرد نامدار جهان اسلام , يعنى ابن جبير ( م 614 ق ) , و ياقوت ( م 626 ق ) و ابن بطوطه ( م 779 ق ) هـر سـه در عـصر خويش از مصحف عثمانى محفوظ در جامع كبير دمشق - كه مورد احترام فوق العاده مردم بوده است - ديدن كرده اند. اما بدبختانه اين نسخه در آتش سوزى 1310 ق از ميان رفته است . ساير مصحفهاى عثمانى هم سرنوشت نامعلومى يافته اند و با آنكه حتى نمونه هايى از بعضى از آنها بـه طـبـع رسـيـده است ( از جمله در پطروگراد / لنينگراد , در سال 1904 م , در 50 نسخه ) اما امروزه نشانه و اثر روشنى از آنها در دست نيست . و حتى تاريخ روشنى از سير و سرنوشت آنها در كتب تاريخ قرآن نيامده است . اما فقدان نسخه هاى اصلى زمان عثمان زيانى در برندارد. زيـرا نـسـخـه هاى قرآن از همان روزهاى اول هزاران هزار نوشته شده و سينه به سينه و دست به دست گشته است تا امروز به ما رسيده است . ( تاريخ قرآن , راميار , 470 ). مـهمترين مجموعه ها يا گنجينه هاى نسخ خطى اعم از تذهيب شده يا خوشنوشته يا ساده قرآن مـجيد عبارتند از : 1 ) موزه قرآن وابسته به آستان قدس رضوى , كه تعداد نسخه هاى قرآنى آن تا سال 1346 ش , چهار هزار و پانصد نسخه بوده است , و امروزه به ده هزار نسخه مى رسد. قديمترين قرآن وقفى موجود در اين گنجينه , تاريخ سال 393 ق را دارد. و قرآن بعدى مورخ 421 ق است ( راهنماى گنجينه قرآن , تاليف احمد گلچين معانى , مقدمه ). 2 ) مجموعه يا گنجينه ديگر , متعلق به كتابخانه سلطنتى سابق ايران است كه فهرست قرآنهاى خطى آن را خانم بدرى آتاباى نوشته و منتشر كرده است . 3 ) موزه توپ قاپى سراى در تركيه . 4 ) دارالكتب المصرية در قاهره . 5 ) در اروپا مجموعه شخصى چستر بيتى , نفيس ترين كلكسيون نسخه هاى خطى قرآن در جهان به شمار مى آيد. كـهـن ترين قرآن كامل در اين مجموعه قرآنى است به قلم ابن بواب ( ـ دايرة المعارف تشيع ) و با تاريخ 391 ق . گفتنى است كه اين مجموعه چند معرفى و فهرست نگارى دارد كه فنى ترين آن به قلم آرتورجان آربرى اسلامشناس نامدار ( و نيز مترجم قرآن به انگليسى ) است . اسـلامـشـنـاس ديـگرى به نام مارتين لينگز نيز چند آلبوم مشروح از مجموعه هاى مهم قرآنهاى خطى را , از جمله آنچه در كتابخانه موزه بريتانيا محفوظ است , منتشر كرده است . تاريخ چاپ قرآن به آغاز رواج چاپ در اروپا و جهان بازمى گردد. مـتـن عـربى قرآن نخستين بار به وسيله پاگانينى در ونيز در فاصله سالهاى 1503 تا 1523 م به چـاپ رسـيـد ( دايـرة المعارف فارسى ) ( صبحى صالح اين تاريخ را حدود 1530 م ياد مى كند ) و كليه نسخه هاى آن به دستور پاپ جمع آورى و نابود شد. سپس ابراهام هينكلمان آن را در سال 1694 در هامبورگ به چاپ رساند. يكى از مهمترين چاپهاى قديم و صحيح قرآن در اروپا , چاپ فلوگل است ( 1834 م , لايپزيك ). پس از چاپ ايتاليا و آلمان كه به آن اشاره شد , اولين بارى كه متن قرآن براى مسلمانان چاپ شد , در روسيه در سال 1787 م , در سن پطرزبورگ بود. درباره اولين طبع قرآن در ايران , منابع اختلاف دارند. بـعـضـى اولين چاپ قرآن را در تبريز به سال 1242 ق ياد مى كنند ( تاريخ جم قرآن كريم , جلالى نايينى , 406 ) و بعضى 1244 ق ( دايرة المعارف فارسى ) و بعضى 1246 ق ( قرآنهاى چاپى , نوشته كاظم مدير شانه چى , مشكوة , شماره 2 , ص 135 ). ( براى تفصيل بيشتر درباره ساير طبعهاى قرآن مجيد , و طبع آن در ساير كشورهاى جهان اسلام به منابع نامبرده مراجعه شود. ) نقطه عطف مهم در طبع منقح و علمى قرآن مجيد , طبع قاهره است . صبحى صالح مى نويسد : در قاهره در سال 1342 ق / 1923 م , چاپ زيبا و دقيقى از قرآن كريم , تحت اشراف مشيخه الازهر , به اهتمام هياتى كه ملك فؤاد اول تعيين كرده بود , منتشر گرديد. اين مصحف بر وفق روايت حفص از قرائت عاصم تدوين شده بود و عالم اسلامى , استقبال شايانى از آن كرد. ( مباحث فى علوم القرآن , 100 ). مـصـحـف قـاهـره , مـبـناى كتابت خوشنويس نامدار سورى , عثمان طه قرار گرفته و مصحف خـوشـنـوشته او در قطعهاى مختلف به تيراژ وسيع در سوريه انتشار يافته , و سپس در حدود ده سـال پـيـش ( سـالهاى اوليه آغاز قرن پانزدهم هجرى ) مجمع ملك فهد خاص طبع مصحف در مـديـنه , با تعيين گروهى از خبرگان قرآن شناس و تدقيقات علمى و فنى بسيار همان مصحف كـتـابـت عثمان طه را كه در واقع مصحف قاهره است , با بهترين امكانات فنى و چاپى امروز , به زيـباترين وجهى به طبع رسانده است و سالانه بيش از 2 ميليون نسخه از آن را تجديد طبع كرده به حجاج و نهادهاى دينى سراسر جهان اهدا مى كند. بـه ايـن ترتيب اين مصحف كه بر مبناى رسم الخط عثمانى كهن كتابت شده است , و خوشبختانه قرائت آن ( حفص از عاصم ) مورد قبول و استناد شيعه اماميه هم هست , در جهان اسلام و سراسر جهان قبول عام و خاص يافته است و مى توان آن را مصحف رسمى جهان اسلام تلقى كرد. و اين امر در ائتلاف بين فريقين اثرى بسزا دارد. ( براى تفصيل در اين باره ـ قرآن كريم به كتابت عثمان طه نوشته نگارنده در سير بى سلوك , و قرآن پژوهى نيز ـ خاتمة الطبع همين مصحف كه اسناد علمى قرائت و كتابت و علائم سجاوندى آن را شرح داده است ).
بررسی مباحث و موضوعات اقتصادی از منظر قرآن کریم و روایات معصومین (ع) و کلام بزرگان