مس عملمان را چگونه طلا کنیم؟!

مطهری

این حدیث در اصول كافى است كه بعضى از ملائكه عابدى را در دامنه كوهسارى مى‏دیدند كه آنى از عبادت فارغ نیست. بعد آن ملائكه یا آن ملك بر غیب این شخص-یعنى بر آنچه كه ما مى‏گوییم نامه عمل، بر باطنش، بر حقیقت كارش، بر جزا و پاداش او-اطلاع پیدا كرد، دید او جزا و پاداش بسیار اندكى دارد، و تعجب كرد، آدمى كه جز عبادت كارى ندارد چرا اینقدر پاداشش كم است؟! از خداى متعال سؤال كرد:خدایا این عابد چرا اینقدر پاداشش كم است؟ به او وحى رسید كه برو او را امتحان كن، به اینكه به صورت یك انسان مجسم شو، مدتى پیش او باش تا از نزدیك او را بشناسى، آنوقت ما جوابت را مى‏دهیم.او به صورت یك انسان در آمد و رفت در نزدیكى او، او هم شروع كرد به عبادت كردن.مدتى با او هم شكلى كرد تا كم كم با او انس گرفت و توانست باب سخن را با او باز كند.یك وقت این ملك رو كرد به این عابد، نگاه كرد به آن دره و آن دشت كه خیلى سبز و خرم بود و سبزه زیادى داشت و گفت:عجب جاى با صفایى است، چه جاى خوبى است براى عبادت!عابد جواب داد: بله، چه جاى خوبى است، ولى یك غصه همیشه در دل من هست و از این غصه خیلى ناراحتم.گفت:چه غصه‏اى دارى؟ گفت: اى كاش این خداى ما یك الاغ سوارى مى‏داشت، مى‏فرستاد اینجا، ما برایش مى‏چراندیم. فرشته فهمید این، معرفت در كارش نیست.

عمل بى معرفت ارزشى ندارد لیبلوكم ایكم احسن عملا .آدمى كه خدایى را عبادت مى‏كند كه درباره آن خدا فرض مى‏كند كه یك الاغ داشته باشد(مثل آنهایى كه مى‏گفتند:خداوند هر شب جمعه از آسمان برین به آسمان دنیا پایین مى‏آید و از آسمان دنیا روى زمین مى‏آید،و بوده‏اند افرادى كه مى‏رفتند روى پشت بامشان یك مقدار جو مى‏ریختند كه اگر الاغ خدا روى پشت بام آنها آمد بى جو نماند و یك مقدار جو بخورد)چنین آدمى تمام عمر زحمت بكشد و جان بكند،چه ارزشى و چه اثرى دارد؟

 

معرفت ارزش عمل را بالا مى‏برد

پس یكى از چیزهایى كه ارزش عمل را از نظر كیفیت بالا مى‏برد معرفت است.چرا در باب زیارات اینقدر آمده است كه مثلا«من زار الحسین علیه السلام عارفا بحقه...»هر كسى كه امام را زیارت كند به شرط اینكه او را بشناسد چنین و چنان است؟ زیرا اساس شناخت است.

اینكه بعضى از اشخاص شبهه مى‏كنند كه یك قطره اشك براى امام حسین مگر مى‏تواند اینقدر ارزش داشته باشد، پاسخ این است كه گاهى ممكن است انسان آنقدر براى امام حسین بگرید كه اگر اشك همه عمر را جمع كنند یك استخر بشود و هیچ ارزشى هم نداشته باشد. ولى یك انسان ممكن است به اندازه یك بال مگس براى امام حسین اشك بریزد كه ارزشش از آن استخر اشك دیگرى خیلى بیشتر باشد. بنابراین یكى از چیزهایى كه عمل انسان را احسن مى‏كند، یعنى درجه عمل را بالا مى‏برد و اصوب مى‏كند، صواب (1) عمل را بیشتر مى‏كند، حقانیت عمل را بیشتر مى‏كند معرفت‏خداوند است،و همان معرفت است كه به دنبال خودش هیبت و خشیت و احساس عظمت مى‏آورد. درباره پیغمبر اكرم و ائمه اطهار چقدر زیاد رسیده است كه وقتى براى نماز آماده مى‏شدند[منقلب مى‏شدند.]

امام مجتبى علیه السلام تا مى‏خواست براى وضو گرفتن آماده شود، رنگ در چهره‏اش باقى نمى‏ماند.«یابن رسول الله‏»چرا؟ مى‏دانى به حضور چه عظیمى دارم مى‏روم؟ یعنى شما انسانها اگر بخواهید به حضور یك صاحب قدرتى، صاحب سلطه‏اى، پادشاهى بروید چطور خودتان را جمع و جور مى‏كنید، من مى‏خواهم به حضور یك چنین ذاتى حاضر شوم. این، حد و درجه معرفت را نشان مى‏دهد. دو ركعت نمازى كه با چنین حضورى خوانده شود بیشتر است از میلیاردها نماز دیگرى كه دیگران بخوانند.

 

منبع:

آشنایى با قرآن جلد ۸، استاد مرتضى مطهرى