مس عملمان را چگونه طلا کنیم؟!
مس عملمان را چگونه طلا کنیم؟!

این حدیث در اصول كافى است كه بعضى از ملائكه عابدى را در دامنه كوهسارى مىدیدند كه آنى از عبادت فارغ نیست. بعد آن ملائكه یا آن ملك بر غیب این شخص-یعنى بر آنچه كه ما مىگوییم نامه عمل، بر باطنش، بر حقیقت كارش، بر جزا و پاداش او-اطلاع پیدا كرد، دید او جزا و پاداش بسیار اندكى دارد، و تعجب كرد، آدمى كه جز عبادت كارى ندارد چرا اینقدر پاداشش كم است؟! از خداى متعال سؤال كرد:خدایا این عابد چرا اینقدر پاداشش كم است؟ به او وحى رسید كه برو او را امتحان كن، به اینكه به صورت یك انسان مجسم شو، مدتى پیش او باش تا از نزدیك او را بشناسى، آنوقت ما جوابت را مىدهیم.او به صورت یك انسان در آمد و رفت در نزدیكى او، او هم شروع كرد به عبادت كردن.مدتى با او هم شكلى كرد تا كم كم با او انس گرفت و توانست باب سخن را با او باز كند.یك وقت این ملك رو كرد به این عابد، نگاه كرد به آن دره و آن دشت كه خیلى سبز و خرم بود و سبزه زیادى داشت و گفت:عجب جاى با صفایى است، چه جاى خوبى است براى عبادت!عابد جواب داد: بله، چه جاى خوبى است، ولى یك غصه همیشه در دل من هست و از این غصه خیلى ناراحتم.گفت:چه غصهاى دارى؟ گفت: اى كاش این خداى ما یك الاغ سوارى مىداشت، مىفرستاد اینجا، ما برایش مىچراندیم. فرشته فهمید این، معرفت در كارش نیست.
عمل بى معرفت ارزشى ندارد لیبلوكم ایكم احسن عملا .آدمى كه خدایى را عبادت مىكند كه درباره آن خدا فرض مىكند كه یك الاغ داشته باشد(مثل آنهایى كه مىگفتند:خداوند هر شب جمعه از آسمان برین به آسمان دنیا پایین مىآید و از آسمان دنیا روى زمین مىآید،و بودهاند افرادى كه مىرفتند روى پشت بامشان یك مقدار جو مىریختند كه اگر الاغ خدا روى پشت بام آنها آمد بى جو نماند و یك مقدار جو بخورد)چنین آدمى تمام عمر زحمت بكشد و جان بكند،چه ارزشى و چه اثرى دارد؟
معرفت ارزش عمل را بالا مىبرد
پس یكى از چیزهایى كه ارزش عمل را از نظر كیفیت بالا مىبرد معرفت است.چرا در باب زیارات اینقدر آمده است كه مثلا«من زار الحسین علیه السلام عارفا بحقه...»هر كسى كه امام را زیارت كند به شرط اینكه او را بشناسد چنین و چنان است؟ زیرا اساس شناخت است.
اینكه بعضى از اشخاص شبهه مىكنند كه یك قطره اشك براى امام حسین مگر مىتواند اینقدر ارزش داشته باشد، پاسخ این است كه گاهى ممكن است انسان آنقدر براى امام حسین بگرید كه اگر اشك همه عمر را جمع كنند یك استخر بشود و هیچ ارزشى هم نداشته باشد. ولى یك انسان ممكن است به اندازه یك بال مگس براى امام حسین اشك بریزد كه ارزشش از آن استخر اشك دیگرى خیلى بیشتر باشد. بنابراین یكى از چیزهایى كه عمل انسان را احسن مىكند، یعنى درجه عمل را بالا مىبرد و اصوب مىكند، صواب (1) عمل را بیشتر مىكند، حقانیت عمل را بیشتر مىكند معرفتخداوند است،و همان معرفت است كه به دنبال خودش هیبت و خشیت و احساس عظمت مىآورد. درباره پیغمبر اكرم و ائمه اطهار چقدر زیاد رسیده است كه وقتى براى نماز آماده مىشدند[منقلب مىشدند.]
امام مجتبى علیه السلام تا مىخواست براى وضو گرفتن آماده شود، رنگ در چهرهاش باقى نمىماند.«یابن رسول الله»چرا؟ مىدانى به حضور چه عظیمى دارم مىروم؟ یعنى شما انسانها اگر بخواهید به حضور یك صاحب قدرتى، صاحب سلطهاى، پادشاهى بروید چطور خودتان را جمع و جور مىكنید، من مىخواهم به حضور یك چنین ذاتى حاضر شوم. این، حد و درجه معرفت را نشان مىدهد. دو ركعت نمازى كه با چنین حضورى خوانده شود بیشتر است از میلیاردها نماز دیگرى كه دیگران بخوانند.
منبع:
آشنایى با قرآن جلد ۸، استاد مرتضى مطهرى
بررسی مباحث و موضوعات اقتصادی از منظر قرآن کریم و روایات معصومین (ع) و کلام بزرگان