موز در قرآن

 در زير درخت سدر بي خار، و درخت موزي كه ميوه اش بر يكديگر چيده شده و سايه اي دايم.
 
 (واقعه / 28-30) 
 
 نام قرآني:
 طلح
 نام هاي متداول:
 فارسي: اقاقيا؛عربي: طلح، سِيال، سَنط، شوك البان؛عبري: سنه، شِتيم، شطّه؛ هندي،اردو: موز، كيلا، ببول؛مليالمي: ايچا مرام؛ انگليسي، فرانسوي، ايتاليايي، اسپانيايي، لاتيني: acacia؛ آلماني:Akazie؛ روسي:akatsiya؛ يونانيakakia.
 نام علمي:
 Acacia species ( از تيره ي نيام دارانLeguminosae)
 اشاره قرآني:
 "و اصحاب اليمينِ مآ اصحابُ اليَمين. في سِدر مَخضودٍ. وَ طلح منضُودٍ. وَ ظِل مَمْدُود . وَ مَآء مسكوبٍ . وَ فاكِهة كَثيرةِ . لا مقطوعةٍ ولاَ مَمنوعة . وَ فرُش مَرفوعَةٍ." (واقعه / 27-34)
 امّا اصحاب سعادت، اصحاب سعادت چه حال دارند؟ در زير درخت سدر بي خار، و درخت موزي كه ميوه اش بر يكديگر چيده شده، و سايه ايي دايم، و آبي همواره جاري؛ و ميوه اي بسيار، كه نه منقطع گردد و نه كس را از آن باز دارند و زناني ارجمند.
 
 در آيات فوق از دو درخت نام برده است. يكي طلح و ديگر سدر، بيشتر مفسران طلح را موز معني كرده اند امّا علامه يوسف علي بيان مي كند كه منظور از طلح در قرآن اشاره به گياهي است از گونه اقاقيا و نيز توضيح مي دهد كه موزي كه هم اكنون در زبان عربي به كار مي رود عرب ها در زمان گذشته نه آن را مي شناختند و نه به آن دسترسي داشتند. آرتور آربري طلح را نوعي اقاقيا مي داند هر چند پيكتال، طلح را فقط موز معني كرده است. با توجه به توصيفي كه در قرآن آمده است و تفسير يوسف علي از نظر منطقي بايد نتيجه گرفت كه طلح اقاقيا است، نه موز.
 
 نام علمي طلح اقاقيا سِيال است. اقاقيا درخت پرارزشي است كه در گياهستان هاي استوايي آفريقا و مناطق گرمسير جزيرة العرب فراوان مي رويد و سيال نام دارد. درختي است خاردار با ميانگين طولي در حدود 30 متر، و داراي گل هايي انباشته به رنگ زرد روشن مي باشد. شكوفه آن منظره زيبايي به درخت مي دهد. به خاطر استفاده از چوب آن در نجّاري و براي سوخت و همچنين به علت سايه گسترده آن شايد از مفيدترين درختان صحراهاي عربستان باشد. در آيه فوق صحنه بهشت را با گفتن اين كه در آنجا درختان سدر بي خار يعني سدر لبناني (ارز)، طلح انبوه (اقاقياي سِيال)، سايه گسترده، آبهاي جاريِ (رودها) و ميوه هاي فراوان خواهد بود ترسيم كرده است. در اين توصيف به نظر مي رسد طلح به معناي اقاقياي سيال توصيفي مناسب تر و قانع كننده تر از موز باشد. سدر بي خار درختي واقعاً با شكوه است. و طلح درختي است بي خار با گل هايي انبوه. و هر دو درختاني سايه دارند. اشاره به كلمات سدر و طلح در آيه فوق به نظر نمي رسد كه منظور عناب (كُنار) و يا موز باشد. در حقيقت از اين ميوه ها به طور جداگانه در همين آيه نام برده است. نتيجتاً بايد گفت كه منظره بهشت با درختان زيبا و سايه داري ( بدون خار) وصف شده است، با آبي جاري (آب صاف رود) و ميوه. در اين توصيف سدر به معناي عناب و طلح به معناي موز منطقي به نظر نمي رسد.
 
 درخت اقاقيا يكي از مهمترين منابع صمغ تجارتي است كه به صمغ عربي مشهور است اين تجارت براساس نام درخت و منطقه توليد انجام مي شود. براي مثال صمغ اقاقياي سِيال در اروپا صمغ طلحه (talha gum) يا تلكه (talka gum) ناميده مي شود در صورتي كه صمغ اقاقياي سنگال صمغ سودان يا حشب نام دارد. هندوستان هم صمغ طلحه و هم صمغ حشب را از سودان، كه مهمترين منطقه توليد كننده صمغ عربي تجارتي است، وارد مي كند. ديگر كشورهاي توليد كننده اين نوع صمغها سنگال، نيجريه، چاد و سومالي مي باشند. كشورهاي عربي كه در زمان گذشته از منابع توليد اين صمغها بودند اكنون به مقدار تجارتي آن را توليد نمي كنند. هندوستان از اقاقياي مصري (سَنط) نوعي صمغ عربي نامرغوب تهيه مي كند كه در زبان هندي صمغ كيلاياببول ناميده مي شود.
 
 اقاقياي سيال نيز درختي است كه در كنار آن حضرت محمد صلوات الله عليه، از اصحابش بيعت گرفت و در قرآن به نام "الشجرة" از آن ياد شده است. (فتح / 17) 
 
 موارد مصرف
 صمغ طلح پليمري از گالاكتوز- د، اِل - آراسينوز، ال - رامنوز و اسيد گلوكورونيك - د است. با مقدار كمي متيل، 0 - 4 اسيد گلوكورونيك - د، در صنايع مختلفي از جمله صنايع غذايي، دارويي، بافندگي، كاغذ سازي، جوهرسازي، رنگ سازي، چسب سازي، و چاپ سنگي به كار مي رود. طلح و ديگر صمغ هاي اقاقيايي مانند صمغ، حشب و كيلا خواص طبي سودمندي دارند. صمغ سرخ كرده ( با روغن) را به زنان، بعد از زايمان، مي خوراندند و مي گويند كه براي ضعف عمومي بدن بسيار مؤثر است. بيش از هفتاد هزار تن صمغ عربي در بازار جهاني خريد و فروش مي شود؛ كه بيشترين توليد كنندگان آن سودان و سنگال مي باشند. هندوستان فقط دو هزار تن صمغ طلح و حشب وارد مي كند و بقيه نياز خود را از صمغ مصري ببول (كيلا) تأمين مي كند.

منبع:سایت تبیان


1386/08/26

انصاری